X
تبلیغات
sport

آشنایی با پرندگان شمال ایران: کوکو با نام علمی Cuculus Canorus

 

عکس پرنده کوکو با نام علمی Cuculus Canorus

نام انگلیسی: Cuckoo

نام علمی: Cuculus Canorus

مشخصات کوکو

اندازه پرنده کوکو تقریبا 32 سانتی متر است و در ناحیه خزری این پرندگان پانزده تا شصت سانتی متر طول دارند.

کوکو، بدن ظریفی و دم دراز و بال های نسبتا نوک تیزی دارد و در پرواز گاهی با قرقی ( که بال های پهن و گرد دارد) اشتباه می شود .

سطح پشتی و گلویش خاکستری مایل به آبی ست و سطح شکمی آن راهراه عرضی خاکستری پررنگ دارد . دمش دراز ، خاکستری رنگ و در انتها گرد است . روی دم خال های سفید دارد و حاشیه انتهایی آن نیز سفید است . پاهایش زردرنگ می باشد . پرنده نابالغ دارای پر و بالی متغیر است ، سطح پشتی آن یا قهوه ای مایل به قرمز با راهراه عرضی فراوان ( تا حدی شبیه دلیجه ماده ) ، یا قهوه ای خاکستری با راهراه عرضی کمرنگ . هر دو شکل مزبور سطح شکمی سفید نخودی راهراه و در پس گردن یک لکه سفید دارند . بعضی از کوکوهای ماده گاهی خرمایی رنگ بوده ، به نابالغ های قهوه ای مایل به قرمز شباهت دارند .

صدای کوکو:

نام کوکو از صدایش گرفته شده است کوکو، صدای  زیبا و سوزناک و خیلی مشخصی دارد.

پرواز این پرنده مستقیم است و قبل از فرود آمدن بال بازروی می کند . این پرنده در خارج از فصل زاد و ولد تک زی ست .!
از حشرات تغذیه می کند و کرم های پشمالو Caterpillar از غذاهای مورد علاقه اش است، که هر پرنده ای آن را نمی خورد.

کوکو، پرنده مهاجری است که در تابستان به اروپا و آسیا مهاجرت می کند و در زمستان به آفریقا.

زیستگاه کوکو:


در حاشیه جنگل ها ، بوته زارهای غیر محصور و همچنین مناطق بی درخت و گاهی در زمین های باز مرتفع دیده می شود .

رفتار کوکو:

 معمولا چند نر با یک ماده جفت گیری می کنند . در لانه پرندگان دیگر تخمگذاری می کند و غالبا هر پرنده فقط انگل یک گونه می شود و در هر لانه تنها یک تخم می گذارد. معمولا منطقه تحت تسلط یک کوکو ماده شاید نزدیک به 20 لانه وجود داشته باشد که کوکو در آن تخمگذاری می کند.

 آشیانه های سسک تالابی معمولی از آشیانه های مورد هدف کوکو می باشد. جالب اینجاست که این پرنده وقت زیادی را صرف تماشا و انتخاب آشیانه سسک تالابی مورد نظر خود صرف می کند تا از زمان روی تخم خوابیدن پرنده آن آشیانه مطمئن شود، البته پیدا کردن این زمان توسط کوکوها هنوز جزو معماهای زیست محیطی است. در زمان مناسب کوکو وارد آشیانه سسک تالابی می شود و یکی از تخم های آن را به طرز ماهرانه ای بیرون می اندازد و تخم خود را جایگزین آن می کند. نکته جالب این است این عملیات در عرض 10 ثانیه توسط کوکو اجرا می شود!
بعد از 14 روز جوجه کوکوها سر از تخم بیرون می آورند که اندازه آنها 3 برابر سسک تالابی بالغ است.

غذا دادن جوجه کوکو توسط سسک تالابی

غذا دادن جوجه کوکو توسط سوسک تالابی

سرو صدای زیاد و دهان باز جوجه کوکو در آشیانه سسک تالابی آن را ترقیب می کند که غذای بیشتری برایش بیاورد و سسک تالابی نیز رسم میهمان نوازی را بجا می آورد. جوجه کوکو بعد از 20-21 روز میهمانی در آشیانه سسک تالابی آماده پرواز می شود.

افسانه های کوکو

+ نوشته شده توسط nasryn11 در سه شنبه سی ام فروردین 1390 و ساعت 10:42 |

 

رويدادهاي طبيعي همواره در اطراف ما رخ مي دهند و تکرار اين رويدادها سبب مي شود از ديدن آنها چندان حيرت نکنيم و گاه بي تفاوت از کنار آنها بگذريم، ولي گاهي دست قدرت پروردگار، مناظري ناب را به ما نشان مي دهد که با ديدن آن ها با حيرتي عجيب مواجه مي شويم و به قدرت الهي پي مي بريم. چند مورد از اين وقايع طبيعي اما نادر را بخوانيد:

● رنگين کمان آتشين

اين پديده جوي که به «قوس افقي» يا «رنگين کمان آتشين» معروف است زماني ديده مي شود که خورشيد در بالاي آسمان (مثلا ۵۸ درجه بالاتر از خط افق) قرار دارد. در اين هنگام نور خورشيد از ميان ابرهاي شفاف و بلند ارتفاع سيروس عبور مي کند. وقتي اين نور به کريستال هاي شش گوش ابر سيروس وارد مي شود و از آن عبور مي کند درست مثل آن است که از يک منشور عبور کرده است و طيف نوري زيبايي را ايجاد مي نمايد. اين رنگين کمان جلوه اي شگفت انگيز دارد و گاهي تا يک ساعت طول مي کشد.

● خورشيد سياه

در فصل بهار در کشور دانمارک، حدود نيم ساعت قبل از غروب خورشيد، بيش از يک ميليون «سار» اروپايي از گوشه و کنار دور هم جمع مي شوند تا يکي از باورنکردني ترين و ناب ترين مناظر طبيعت را به ما نشان دهند. اين پديده در کشور دانمارک به نام «خورشيد سياه» معروف است و هر کسي مي تواند آن را از ماه مارس تا اواسط آوريل برفراز مرداب هاي غرب دانمارک ببيند. اين سارها از جنوب به دانمارک مي آيند تا يک روز در مرغزارهاي اين مرداب ها غذا پيدا کنند و شب در ميان نيزار بخوابند.

● رعدوبرق اسرارآميز

رعد و برق اسرارآميز کاتاتومبو که با گويش محلي آ ن را «رلامپاگو دل کاتاتومبو» مي نامند يک پديده منحصر به فرد در دنياست. در اين منطقه ۱۴۰ تا ۱۶۰ شب سال و هر شب به مدت ده ساعت و هر ساعت به تعداد حداقل ۲۸۰ بار رعد و برق مي زند. اين رعد و برق ها بر فراز مرداب روي مي دهند و بزرگ ترين ژنراتور دنيا با بيش ترين فرکانس محسوب مي شوند ولي موجب يک ميليون و صد و هفتاد و شش هزار قطعي برق تا شعاع ۴۰۰ کيلومتري منطقه مي شوند. اين رعد و برق ها از ديرباز يکي از علائم سودمند براي جهت يابي کشتي ها بوده اند. برخورد بادهايي که از سوي رشته کوه «آند» به اين منطقه مي رسند سبب پيدايش طوفان هاي نسبتا هميشگي مي شوند و رعد و برق ها حاصل تخليه الکتريکي گازهاي يونيزه شده به ويژه «متان» که در نتيجه تجزيه مواد آلي موجود در مرداب به وجود مي آيد هستند. اين گازها که از هوا سبک تر هستند بالا مي روند و با ابرها برخورد مي کنند و سبب پيدايش رعد و برق و شدت يافتن طوفان مي شوند. برخي محيط شناسان ونزوئلا درصدد هستند اين منطقه را تحت حمايت يونسکو قرار دهند زيرا اين پديده ويژه بزرگ ترين منبع از نوع خود براي بازسازي لايه ازن سياره زمين است.

● بزرگ ترين موج هاي دنيا

دو بار در سال بين ماههاي فوريه و مارس آبهاي اقيانوس اطلس با آب رود آمازون در برزيل درهم مي آميزد و بزرگ ترين موج هاي روي زمين را به وجود مي آورد. اين پديده که «پوروروکا» نام دارد به دليل مد اقيانوس مي باشد. اين اتفاق باعث مي شود که موج هاي بزرگي ايجاد شوند که ارتفاع آنها گاهي به ۱۲ فوت مي رسد و عمر بعضي موج ها به ندرت نيم ساعت به طول مي انجامد. مردم اين منطقه مي گويند هر وقت موج پوروروکا مي آيد از نيم ساعت قبل از رسيدن صداي مهيب آن به گوش مي رسد. اين موج آنقدر قدرتمند است که مي تواند هر چيزي را که سر راه آن است ويران کند. موج «پوروروکا» براي موج سواران اهميت خاصي داد از سال ۱۹۹۹ تاکنون هر ساله مسابقه قهرماني موج سواري در شهر «سائودومينيگو» انجام مي شود. رکورد موج سواري بر پوروروکا از آن يک موج سوار برزيلي به نام «پيکوروتا سالازار» است که در سال ۲۰۰۳ در طول ۵/۱۲ کيلومتر مدت ۳۷ دقيقه بر روي آب پوروروکا ماند.

● بزهاي درختي

فکر مي کنم تنها در مراکش مي توان بزها را روي درخت پيدا کرد. اين بزها به اين دليل از درخت بالا مي روند که ميوه درخت خاصي به نام «آرگان» را خيلي دوست دارند. آرگان نوعي درخت شبيه به درخت زيتون است که ميوه اي شبيه به زيتون نيز دارد. کشاورزان اين کشور پشت سر بزها به راه مي افتند و از درختي به درخت ديگر مي روند. اشتباه نکنيد آنها اين کار را به اين دليل انجام نمي دهند که از بالا رفتن بزها حيرت زده مي شوند، بلکه ميوه آرگان داراي هسته اي است که بزها نمي توانند آن را هضم کنند به همين دليل آن را از دهان بيرون مي اندازند و يا از بدن خود دفع مي کنند. سپس کشاورزان اين هسته ها را جمع مي کنند و با آسياب کردن روغن آن را مي گيرند. اين روغن در آشپزي و صنايع آرايشي استفاده فراوان دارد.

● باران سرخ

در فاصله ۲۵ جولاي تا ۲۳ سپتامبر سال ۲۰۰۱ چندين باران عجيب در ايالت کرالا واقع در جنوب کشور هند باريد. اين باران ها از اين جهت عجيب خوانده مي شوند که رنگ آنها سرخ بود و وقتي قطرات آن بر روي لباس ها مي چکيد مثل آن بود که خون بر روي آنها باريده است. در اين مدت باران هاي سبز، زرد و سياه هم گزارش شده است. اوايل گفته مي شد رنگين شدن قطرات باران به خاطر انفجار يک شهاب سنگ در آن منطقه است ولي بعدها و پس از تحقيقات سازمان هاي دولتي هند، اعلام شد که اين رنگ ها به دليل هاگ هاي هوايي و جلبک هاي دريايي فراوان موجود در آن منطقه مي باشد. درسال ۲۰۰۶ توجه جهان ناگهان به اين موضوع جلب شد و دو دانشمند به نام هاي «گادفري لوييس» و «سانتوش کومار» اعلام کردند باران سرخ منشاء زميني دارد و به مقادير بالاي کربن و نيتروژن به اين رنگ درآمده است.

● بارش ماهي!

باران ماهي، موضوعي عجيب در بين مردم هندوراس نيست. اين اتفاق هر ساله بين ماههاي مي و جولاي در منطقه «ديپارتا منتو ديورو» رخ مي دهد. شاهدان مي گويند اين پديده با آمدن ابرهايي در آسمان منطقه آغاز مي شود و سپس رعد و برق و طوفان شديدي روي مي دهد و باران به شدت مي بارد. اين طوفان و باران حدود ۲ الي ۳ ساعت به طول مي انجامد و وقتي تمام مي شود مي توان ماهي هاي زنده زيادي را روي زمين پيدا کرد.

مردم اين منطقه اين ماهي ها را جمع مي کنند و با آنها غذا مي پزند. از سال ۱۹۹۸ نيز هر ساله در شهر «يورو»، «جشنواره باران ماهي» برگزار مي کنند و در آن غذاهايي که با اين ماهي پخته شده را مي خورند.


+ نوشته شده توسط nasryn11 در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 و ساعت 11:16 |

تاریخچه شنا

ظهور و گسترش شنا، ریشه در احتیاجات عصر انقلاب صنعتی و شهرنشینی اواخر قرن نوزدهم دارد. این توسعه ابتدا از انگلستان آغاز شد و از آنجا به قاره اروپا و آمریكا و سرانجام به همه دنیا گسترش یافت.
اولین استخرهای سرپوشیده به ترتیب در شهرهای لیورپول 1838، وین 1842 و برلین 1855 ساخته شد و بعد از آن اولین تشكیلات شنا شكل گرفت.
در سال 1869 برخی از باشگاههای لندن به انجمن شنای «متروپولتین» پیوستند كه در سال 1874 به انجمن شنای بریتانیا تبدیل شد. در سال 1884 اتحادیه شنای آماتور شكل گرفت و دو سال بعد با انجمن شنای بریتانیا تلفیق شده، «انجمن شنای آماتور بریتانیا- ASA» را پدید آوردند.
سرانجام با عبور كاپیتان متیو وب از كانال مانش در سال 1875 و پدید آمدن باشگاهها و فدراسیونها در كشورهای مختلف اروپا، آمریكا و استرالیا، شنا محبوبیت یافت وارتباطات و مسابقات بین‌المللی شروع شد.
در آن زمان رشته‌های شنا تا بدین حد متنوع نبودند. تا مدتها شنای قورباغه و شناهایی كه از شنای قورباغه نشات گرفته بود مثل شنای زیربغل و شنای پشت حكمفرما بودند. بعدها شنای انگلیسی پهلو دست بالا به وجود آمد كه هنگام استراحت، دست بالا قرار می‌گرفت.
تروجن با مشاهده بومیان آمریكایی، استراحت دست را به تناوب، خارج از آب قرار داد و این شنا را با یك ضربه پای قورباغه تركیب كرد.
پیشرفت بعدی اجرای دو ضربه پا در یك دور شنا بود یعنی یك ضربه در هر حركت دست كه موجب كوتاهتر و سریع شدن حركات دست شد. بعدها ضربه عمودی پا جایگزین ضربه پای شنای قورباغه شد و شنای كرال سینه متولد شد. ریچارد كاویل استرالیایی این حركت را در اوایل قرن بیستم با نام ضربه كرال استرالیایی با چهار ضربه پا معرفی كرد و در سال 1956 هموطن او سسیل هیلی این حركات را به اروپا برد. در همین زمان كرال در آمریكا پیشرفت كرد و بالاخره شیوه آمریكایی شش ضربه پا جهان را فتح كرد.
شنای پشت هم همین الگو را دنبال می‌كرد تا سال 1908 شیوه سُنتی شنای پشت حاكم بود ولی از المپیك 1912 قهرمانان تنها كرال پشت را اجرا كردند.
تا قبل از ساخت سكوی شیرجه، شناگران در آب «استارت» می‌زدند یعنی قبل از شروع مسابقه در آب می‌ایستادند یا دراز می‌كشیدند.
در سال 1933 یك آمریكایی به نام «هنری میوز» نوع جدیدی از شنای قورباغه را در مسابقات به نمایش گذاشت او زمان استراحت (Recovery)، دست‌ها را مانند كرال سینه خارج از آب قرار می‌داد و شنای پروانه را توسعه داد. نزدیك به دو دهه فرق زیادی بین این روش و قورباغه قایل نبودند، كاربرد هر دو شیوه در شنای قورباغه بود و حتی شناگر می‌توانست هنگام مسابقه یكی را به دیگری تبدیل كند. اما این شیوه درگیری‌های زیادی ایجاد كرد.
تا آنجا كه مجله سویمینگ تایمز این‌گونه از المپیك 1948 لندن گزارش داد:
«توفان جدیدی وزیدن گرفته است كه می‌تواند به شكاف درفینا منجر شود.»
هشدار سویمینگ تایمز از آنجا بود كه هفت نفر اول شنای 200 متر قورباغه در فینالی كه در ویمبلی برگزار شد از شنای پروانه استفاده كرده بودند و به این ترتیب بگومگوهای شدیدی در كنگره فینا بوجود آمد.
سرانجام از بین 73 رای دهنده در فینا 42 نفر رای بر جدایی شنای پروانه از شنای قورباغه دادند و اعلام كردند تدوین قوانین و مقررات مسابقات شنا باید به «سازمان اداری فینا» ارجاع شود.
سازمان اداری فینا در هشتم اگوست 1948 پیشنهاد كنگره را پذیرفت. اما IOC از افزایش برنامه شنای المپیك خودداری كرد. ریتر دبیر افتخاری فینا در 11 آگوست 1948 در نامه‌ای به همه اعضای سازمان اداری از آنان خواست تصمیم جدی اتخاذ كنند.
از میان ده عضو، نه عضو به درخواست ریتر پاسخ دادند كه سه نفر شنای پروانه را شنایی كاملاً جدید و مجزا از قورباغه دانستند و شش عضو آن را هم‌ردیف شنای قورباغه می‌دانستند. به این ترتیب با وجود مخالفت رییس وقت فینا، باز هم دو شیوه شنا به شنای قورباغه رسمیت یافت.
در سال 1935 جك سیگ شناگر آمریكایی نوعی ضربه پا مانند دم ماهی را ابداع كرد او و مربی‌اش آرم بروستر شنای «دولفین قورباغه‌ای» را به وجود آوردند. این نوع شنا به دلیل شكل عمودی حركتش تا سال 1952 به عنوان شنای پروانه و زیر مجموعه شنای قورباغه محسوب می‌شد. سرانجام در كنگره فینا كه به مناسبت المپیك هلسینكی برگزار شد، شنای قورباغه و پروانه از هم جدا شدند و شنای دلفینی با نام شنای پروانه پذیرفته شد.
در مسابقات المپیك 1956 هنگامی كه ما سارویوركاوا قهرمان المپیك و چند تن دیگر از شناگران بیشتر مسیر را در زیر آب شنا كردند مشكلاتی جدید شكل گرفت. كنگره فینا تصمیمی جدید اتخاذ كرد كه به دنبال آن شنای زیرآبی حذف شد و شناگران موظف شدند هنگام هر شروع و برگشت سر خود را به شكلی قرار دهند كه آب را بشكافد. فقط در شنای قورباغه فرو رفتن در آب مجاز بود ولی در هر دو (چرخه) سر باید یكبار آب را می‌شكافت. كنگره فینا در المپیك 1988 تصمیم گرفت شنای زیرآبی را به میزان حداكثر 15 متر مجاز بشمارد چون در این دوره استفاده از ضربه دولفین در شنای كرال پشت افزایش یافت.
پرافتخارترین شناگر المپیك در همه دوره‌ها، مارك اسپتیز آمریكایی بود كه در بازیهای مونیخ موفق به كسب هفت مدال طلا شد كه چهار مدال انفرادی و سه مدال در رقابتهای امدادی و همراه با سایر هم تیمی‌هایش بود.
در بین زنان نیز كریستین اتو با كسب شش مدال طلا در المپیك 1988 سئول كه شامل چهار طلای انفرادی و دو طلای امدادی بود پرافتخارترین زن در مسابقات شنای المپیك محسوب می‌شود.
برخی از مسابقاتی كه در حال حاضر فینا برگزار می‌كند عبارتند از:
مسابقات شنای قهرمانی جهان
مسابقات جام جهانی شنا
مسابقات نخبگان شنای جهان
مسابقات جهانی شنا در استخرهای كوتاه مسیر (20 مسیر)

Mina

دو شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۰۹:۰۹

ورزش شنا در ایران

ورزش شنا البته به صورت مدرن آن، در ایران دارای قدمت زیادی نیست و در طی سالیان فعالیت این رشته ورزشی شناگران ایران به افتخار چندانی در عرصه مسابقات آسیایی و جهانی دست نیافته اند. در گذشته مکان هایی شبیه استخر سرپوشیده در حمام ها می ساختند به نام چاله حوض. طول این چاله حوض ها که حداکثر از 10 متر تجاوز نمی کرد، برای شنا کردن و آب بازی بود. در اطراف چاله حوض ها، سکوهایی به ارتفاع 2 تا 3 متر وجود داشت که از بالای آن به درون آب می پریدند و عملیاتی مانند پشتک و وارو انجام می دادند.
روشنایی چاله حوض ها از سوراخ کوچکی که در سقف بود، تأمین می شد.در این گونه آبگیرهای غیربهداشتی، هیچ گونه مقرراتی وجود نداشت و هر کس می توانست قبل از استحمام یا پس از آن وارد چاله حوض شود و به آب بازی و شنا بپردازد. تا سال 1314 که در باغ فردوس شمیران و منظریه استخر احداث گردید جز در اردوگاه نظامی اقدسیه تهران، استخری وجود نداشت.از سال 1314 و در استخر منظریه تهران ورزش شنا به شکل اصولی تمرین داده می شد.
اولین استخر شنای 50 متری تهران در سال 1319 در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی) احداث گردید. فدراسیون شنا در سال 1335 تأسیس شد و نصرت اله شاهمیر به عنوان اولین رئیس فدراسیون منصوب گردید.
در طی سالیان حضور ایران در رقابت های مختلف تنها مقام های شاخص بدست آمده توسط ورزشکاران ایران در شنا، شیرجه و واترپلو، مدال برنز تقی عسگری در مسابقه های شیرجه بازی های آسیایی و مدال طلای تیم واترپلو ایران در بازی های آسیایی 1974 تهران است.

Mania.20

پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱۷:۲۱

سلام...ممنون از این اطلاعات خوبتون... من خودم عاشق شنام...

batista

دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷, ۱۸:۱۰

تاریخچه شنا در جهان

شواهد باستان شناسی نشان می‌دهند که قدمت شنا و شنا کردن به ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد در تمدن مصر و بعد از آن در تمدن‌های آشور و یونان و روم باستان باز می‌گردد. آنچه از گذشته آموزش شنا می‌دانیم بر اساس یافته‌هایی است که از «حروف تصویری» هیروگلیف مصریان به دست آورده‌ایم. یونانی‌های باستان و رومی‌ها شنا را جزو برنامه‌های مهم آموزش نظامی خود قرار داده بودند، و مانند الفبا یکی از مواد درسی در آموزش مردان بوده‌است. شنا در شرق به قرن اول قبل از میلاد باز می‌گردد. ژاپن جایی است که شواهد و مدارکی از مسابقات شنا در آن وجود دارد. در قرن هفدهم به دستور رسمی حکومتی شنا به صورت اجباری در مدارس تدریس می‌شد.

مسابقات سازمان یافته شنا در قرن ۱۹ میلادی قبل از ورود ژاپن به دنیای غرب شکل گرفت. از قرار معلوم مردم ساحل نشین اقیانوس آرام، به کودکان هنگامی که به راه می‌افتادند یا حتی پیش تر شنا می‌آموختند. نشانه‌هایی از مسابقات گاه و بی گاه میان مردم یونان باستان وجود دارد و همچنین یکی از بوکسورهای معروف یونان شنا را به عنوان تمرین در برنامه ورزشی خود گنجانیده بود. رومی‌ها اولین استخرهای شنا را بنا کردند و گفته می‌شود که در سدهٔ یکم پیش از میلاد گایوس ماسناس رایزن سیاسی سزار آگوست رومی، نخستین استخر آب گرم را ساخت.

برخی عدم تمایل اروپائیان به شنا را در سده‌های میانه ترس از گسترش و سرایت عفونت و بیماری‌های مسری می‌دانند از طرفی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد در سواحل بریتانیای کبیر در اواخر قرن ۱۷ میلادی از شنا در آب به عنوان وسیله‌ای برای درمان استفاده می‌شود. البته تا پیش از قرن نوزدهم شنا به عنوان تفریح و ورزش در میان مردم جایگاهی پیدا نکرد. زمانی که نخستین سازمان شنا در سال ۱۸۳۷ تأسیس شد در پایتخت بریتانیا یعنی لندن، ۶ استخر سر پوشیده وجود داشت که مجهز به تخته شیرجه بودند. در سال ۱۸۴۶ اولین مسابقه شنا در مسافت ۴۴۰ یارد در استرالیا بر پا شد که بعد از آن هر ساله نیز به اجرا در آمد. باشگاه شنای «متروپولیتین» لندن در سال ۱۸۶۹ تأسیس شد که بعدها به انجمن شنای غیر حرفه‌ای تغییر نام پیدا کردکه در واقع هیئت رئیسه شنای غیر حرفه‌ای بریتانیا بود. فدراسیون‌های ملی شنا در چندین کشور اروپایی در سال ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۹ شکل گرفتند.

batista

دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷, ۱۸:۱۴

تاریخچه شنا در کشور‌های دیگر

مصر

مصریان‌ قدیم‌ که‌ اساساً‌ مردم‌ کوشا و فعالی‌ بوده‌اند و به‌ فعالیتهای‌ گوناگون‌ بدنی‌ می‌پرداختند، شنا از جمله‌ ورزشهای‌ بسیار متداول‌ نزد آنان‌ بوده‌ و مرد و زن‌ بدان‌ علاقه‌ فراوانی‌ داشتند. متن ایتالیک====میان‌رودان==== در میان‌رودان که‌ در تاریخ‌ کهن، اهمیتی‌ همپایه‌ مصر دارد، شنا به‌ عنوان‌ هنری‌ جنگی‌ تلقی‌ می‌گردید و برخی‌ از شناگران‌ نظامی‌ به‌ پوستهای‌ پر از باد مجهز می‌شدند تا جریان‌ آب‌ را بهتر تحمل‌ کنند.این ورزش در ایران نیز از دوران باستان دارای طرفداران زیادی بوده است

 اسپارت‌ها

 

اسپارتها که‌ ژیمناستیک‌ را پایه‌ و اساس‌ فعالیتهای‌ ورزشی‌ کودکان‌ می‌دانستند، از آموزش‌ دو و شنا و.... نیز غافل‌ نبوده‌اند. اسپارتها را نخستین‌ پایه‌گذاران‌ شیوه‌های‌ تربیت‌ بدنی‌ در نظام‌ آموزشی‌ به‌ شمار می‌آورند و دیگر کشورهای‌ گیتی‌ شیوه‌های‌ مذکور را از آنان‌ تقلید و اقتباس‌ کرده‌اند.

 روم قدیم

 

تمرینهای‌ ورزشی‌ رومیان‌ قدیم‌ را اسب‌ سواری، تیراندازی، پرتاب‌ نیزه‌ و شنا در رودخانه‌های‌ تند و سیلابی‌ تشکیل‌ می‌داده‌است. همچنین‌ دو، شنا، شکار، توپ‌بازی، ماهیگیری، و قایقرانی‌ ورزشهای‌ مورد علاقه‌ مردم‌ روم‌ جدید بوده‌ است.

 رشد شنا از قرن نوزدهم

 

با شروع‌ قرن‌ نوزدهم‌ رشد کمی‌ و کیفی‌ شنا چشمگیر می‌شود. در سال‌ ۱۸۱۰ لرد بایرون شاعر نامدار بریتانیا تنگه‌ داردانل را با شنا می‌پیماید. اولین‌ مدرسه‌ای‌ که‌ در سال ۱۸۱۰ شنا را در برنامه‌ خودگنجاند، مدرسه‌ (فورتا) در آلمان‌ بوده‌ است‌ و به‌ تدریج‌ سایر مدارس‌ از این‌ برنامه‌ استقبال‌ کرده‌اند. (گوتس‌ موتس) در مورد توسعه‌ ورزش‌ شنا در مدارس‌ نقش‌ اساسی‌ داشته‌ و این‌ نقل‌ از اوست‌ که‌ (ورزش‌ شنا باید قسمت‌ اصلی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ باشد) وی‌ به‌ کمک‌ طناب، کمربند و قلاب، مبتدیان‌ را در آب‌ تعلیم‌ می‌داد.

سال ۱۸۷۵ شناگر امریکایی‌ (ماتیووب) دریای‌ مانش‌ را به‌ وسیله‌ شنای‌ قورباغه‌ در مدت ۲۲ ساعت‌ طی‌ کرد و شاهکار او انعکاس‌ بزرگی داشت.

در سال ۱۸۷۸ شنای‌ (تروجن) ابداع‌ شد که‌ نام‌ نخستین‌ نمایش دهنده‌ آن (جیمزتروج) بر روی‌ آن‌ نهاده‌ شده‌است. تروجن با مشاهده‌ بومیان‌ امریکای‌ جنوبی، استراحت‌ هر دو دست‌ را به طور متناوب‌ در خارج‌ از آب‌ قرار داد. وی‌ در همین‌ دوره‌ این‌ شنای‌ کرال‌ را با یک‌ ضربه‌ پای‌ قورباغه‌ ترکیب‌ کرد. پیشرفت‌ بعدی، اجرای‌ دو ضربه‌ پا در یک‌ دور بود یعنی‌ دو ضربه‌ پا در هر حرکت‌ دست‌ که‌ موجب‌ کوتاهتر و سریعتر شدن‌ حرکات‌ دست‌ شد. در آخر ضربه‌ پای‌ شنای‌ قورباغه‌ با ضربه‌ عمودی‌ جایگزین‌ و شنای‌ کرال‌ سینه‌ متولد شد. ابداع‌ کننده‌ این‌ سبک‌ شناگر استرالیایی‌ (ریچارد کاویل) در آستانه‌ قرن‌ بیستم‌ بوده‌ است. ضربه‌ پا در شنای‌ کاویل‌ به‌ (ضربه‌ کرال‌ استرالیایی) معروف‌ و آن‌ عبارت‌اند از ۴ ضربه‌ پا در هر حرکت‌ دست‌ می‌شد.

در سال‌۱۹۰۶ هم وطن‌ او (سیسیل‌ هالی) این‌ حرکت‌ را به‌ اروپا برد. در همین‌ زمان‌ کرال‌ در امریکا نیز پیشرفت‌ کرد و بالاخره‌ شیوه‌ امریکایی ۶ ضربه‌ پا، جهان‌ را فتح‌ کرد.

نخستین‌ رقابتهای‌ بین‌المللی‌ به‌ نام‌ (قهرمانی‌۱۰۰ یارد جهان) در سال ۱۸۵۸ در استرالیا برگزار شد. بعد از آن‌ طرح‌ برگزاری‌ مسابقات‌ شنا در کشورهای‌ مختلف‌ توسعه‌ یافت‌ و در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌ این‌ مسابقات‌ شروع‌ شده‌است.

 

  • سال ۱۸۶۹ اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنای‌ قهرمانی‌ انگلستان‌
  • سال ۱۸۷۷ اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنای‌ قهرمانی‌ امریکا
  • سال‌ ۱۸۹۹اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنای‌ قهرمانی‌ فرانسه‌
  • سال ۱۸۹۶ اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنا در بازیهای‌ المپیک‌ (دوران‌ جدید)

برنامه‌ مسابقات‌ شنای‌ مردان‌ در المپیک‌ شامل‌ رقابتهای‌ کرال‌ سینه، کرال‌ پشت‌ و شنای قورباغه‌ می‌شد که‌ تقریباً‌ در سال ۱۹۰۸ جنبه‌ استاندارد پیدا کرد و تا سال ۱۹۵۲ بدون‌ تغییر باقی‌ می‌ماند. برای‌ اولین‌ بار در المپیک ۱۹۰۸ لندن‌ مسابقه‌های‌ شنا در استخرهایی‌ انجام‌ گرفت‌ که‌ طول‌ آن ۱۰۰ متر بوده‌ است. در مسابقات‌ المپیک ۱۹۵۶ ملبورن‌ مشکل‌ جدیدی‌ بروز کرد. در این‌ مسابقات‌ (ماسارو یوروکاوا) قهرمان‌ المپیک‌ و همچنین‌ تعداد دیگری‌ از شناگران‌ بیشتر مسیر خود را در زیر آب‌ طی‌ کردند. این‌ مساله‌ باعث‌ شد تا قانون‌ جدیدی‌ از سوی‌ کنگره‌ فینا وضع‌ شود و شنای‌ زیر آبی‌ حذف‌ گردید، بدین‌ ترتیب‌ که‌ پس‌ از شیرجه‌ و یا برگشت‌، با هر ضربه‌ پا سر شناگر باید سطح‌ آب‌ را بشکافد.

افزایش‌ بحث و جدل‌ در مورد قوانین‌ شنا به‌ خصوص‌ شنای‌ قورباغه‌ سبب‌ پدید آمدن‌ کمیته‌ فنی‌ شنا در فینا در سال ۱۹۵۴ شد. استفاده‌ از وسایل‌ زمان‌ سنجش‌ الکترونیکی‌ و رایانه ای کردن‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ شنا و نیز استفاده‌ از دستگاههای‌ تلویزیونی‌ مدار بسته‌ برای‌ رده‌بندی‌ شناگران‌ در پایان‌ شناها از سال ۱۹۶۴ و از بازیهای‌ المپیک‌ توکیو آغاز شده‌ است.

در خصوص‌ پیشینه‌ استارت‌ و برگشت‌ گفتنی‌ است‌ که‌ استارت‌ در ابتدا درآب‌

انجام‌ می‌شد، بدین‌صورت‌ که‌ شناگران‌ در آب‌ می‌ایستادند و یا دراز می‌کشیدند، این‌ شیوه‌ تا زمان‌ ساخت‌ سکوهایی‌ که‌ شیرجه‌ به‌ درون‌ آب‌ را ممکن‌ گردانید، ادامه‌ یافته‌ است.

batista

دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷, ۱۸:۱۸

نخبگان‌ تاریخ‌ شنا

اولین‌ شناگر مردی‌ که‌ شنای ۱۰۰ متر کرال‌ سینه‌ را زیر یک‌ دقیقه‌ شنا کرد، جانی‌ ویسمولر آمریکایی‌ بود. وی‌ این‌ مسافت‌ را در۵۸ ثانیه‌ و۶ دهم‌ ثانیه‌ در سال‌۱۹۲۲ شنا کرد. اولین‌ زنی‌ که‌ این‌ مسافت‌ را زیر یک‌ دقیقه‌ شنا کرد داون‌ فریزر است. او در سال ۱۹۶۲، ۱۰۰ متر کرال‌ سینه‌ را در ۵۹ ثانیه‌ و ۹ دهم‌ ثانیه‌ پیمود.

موفقترین‌ قهرمان‌ مرد المپیک‌ تمامی‌ ادوار شنا (مایکل فلپس) آمریکایی‌ است. این‌ شناگر در المپیک ۲۰۰۸ پکن‌ صاحب ۸ مدال‌ طلا شد. در میان‌ زنان‌ (کریستین‌ اتو) با کسب ۶ مدال‌ طلا در المپیک ۱۹۸۸ سئول، ۴ مدال‌ طلا در رشته‌های‌ انفرادی‌ و ۲ مدال‌ طلا در مسابقات‌ تیمی، پرافتخارترین‌ زن‌ شناگر می‌باشد.

 تاریخ‌ فدراسیون‌ بین‌المللی‌ شنا

 

فدراسیون‌ بین‌المللی‌ شنا (FINA) در سال ۱۹۰۸ نه‌ بر اثر یک‌ حادثه‌ بلکه‌ از روی‌ قصد و نیت‌ بنیان‌ نهاده‌ شد. جورج‌ دبلیو هرن دبیر موسس‌ این‌ فدراسیون، ایجاد این‌ نهاد بین‌المللی‌ را نتیجه‌ افزایش‌ تماسهای بین‌المللی‌ در ورزش‌ و مخصوصاً‌ به‌ تأ‌سّی‌ از بازیهای‌ المپیک‌ آن‌ روز ذکر می‌کند. طرز برگزاری‌ مسابقات‌ باعث‌ بالا گرفتن‌ مخالفتهایی‌ شد که‌ نتیجه‌ آن‌ برگزاری‌ کنفرانس‌ بین‌المللی‌ لندن‌ در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۱۹۰۸ است. ثمره‌ و میوه‌ این‌ کنفرانس‌ تاسیس‌ فینا بود.

با شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ اول، ادامه‌ پیشرفت‌ سازمان‌ جوان‌ فینا حداقل‌ به‌ مدت ۴ سال‌ متوقف‌ شد و حتی‌ پس‌ از جنگ‌ به‌ علت‌ سردی‌ بین‌ کشورها و روابط‌ ورزشی‌ عملاً‌ ادامه‌ کار فینا میسر نشد و این‌ امر تا سال‌۱۹۲۵ به‌ درازا کشید. با پشت‌ سرگذاشته‌ شدن‌ این‌ مدت، فدراسیون‌ مجدداً‌ فعال‌ شد. بدین‌ترتیب‌ که‌ هیئت‌ اجرایی‌ فینا مرکب‌ از ۵ عضو تشکیل‌ شد تا بتوانند در فواصل‌ نزدیک‌ به‌ راحتی‌ گرد هم‌ آیند و نیز دفتر فینا برقرار گردید.

در سال ۱۹۲۸ هیئت‌ مدیره‌ بین‌المللی‌ واترپلو و کمیته‌ بین‌المللی‌ شنا نیز پا گرفتند. در کنگره‌ فینا که‌ در همان‌ سال‌ برگزار شد، جورج‌ دبلیو هرن دبیر موسس‌ فینا از سمت‌ خود کناره‌گیری‌ کرد و به‌ عنوان‌ اولین‌ رئیس‌ افتخاری‌ فینا برگزیده‌ شد. با شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ به‌ ناگاه‌ پیشرفت‌ مستمر مجدداً‌ متوقف‌ شد (سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵)، زیرا جنگ‌ مانع‌ از تماسهای‌ بین‌المللی‌ در ورزش‌ گردید. با پایان‌ یافتن‌ جنگ‌ پر مشقت‌ دوم، بیشتر از یک‌ سال‌ طول‌ کشید تا هیئت‌ اجرایی‌ فینا توانستند در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶ در لندن‌ گرد هم‌ جمع‌ شوند. دوره‌ مربوط‌ به‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ در سال‌۱۹۵۰ خاتمه‌ یافت‌ و تماسها و ارتباطهای‌ ورزشی‌ روزبه‌روز بیشتر گشت.

در سال ۱۹۵۸، فینا پنجاهمین‌ سالگرد خود را برگزار کرد. در این‌ سال‌ تعداد اعضای‌ فینا به ۷۵ فدراسیون‌ ملی‌ رسیده‌ بود. در سال ۱۹۹۲ اعضای‌ فینا به ۱۳۷ فدراسیون‌ ملی‌ ارتقاء یافت.

 مشخصات استخر

 

استخر، محل خصوصی است برای شنا، شیرجه، و واترپولو که در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود. ولی، استخرهایی که در آنها مسابقات رسمی را برگزار می‌کنند باید دارای مشخصاتی معین باشد. این مشخصات از طرف فدراسیون بین المللی شنای آماتور، که آن را فینا (FINA) می‌خوانند به شرح زیر تعیین شده‌است:

#طول: ۵۰ متر ؛ عرض: حداقل ۲۱ متر

  1. عمق : حداقل ۸۰/ ۱ متر
  2. شمار خطوط : ۸ خط (عرض هر خط ۵/ ۲ متر)

در استخرهایی که رکوردگیری می‌کنند، دمای آب باید ۲۲ تا ۲۴ درجه سانتی گراد باشد.

batista

دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷, ۱۸:۲۰

تجهیزات

 لباس شنا

 

لباس مخصوص شنا یک شلوار کوتاه و چسبیده به بدن است که باید وزن آن بسیار کم باشد و آب را در خود نگاه ندارد. طبق مقررات بین المللی، شلوار شنا هنگام مسابقات بین المللی و رکوردگیری، باید از پارچه‌ای به رنگ تیره و به صورت یک تکه باشد. در حال حاضر لباس شناگران را از پوست کوسه ها درست می‌کنند که کل بدن را می‌پوشاند.

 کلاه شنا

 

عینک شنا

 

 آموزش شنا

 

برای اینکه هنگام تدریس شنا موقعیت خوبی داشته باشید، ضروری است به مراحل سنی توجه داشته باشیم. مربی باید تلاش نماید در صورت امکان کلاس را به وضع ایده آل در آورد. برای رسیدن به این اهداف باید به تعداد شاگردان کلاس شنا توجه کرد. بر طبق اصول ایمنی نباید تعداد افراد کلاس از ۱۵- ۱۰ نفر بیشتر باشد. با در نظر گرفتن این ویژگی است که مربی می‌تواند با یکایک شاگردان کار و تمرین نماید و اشتباهات فردی را اصلاح و ترمیم نماید.

قبل از آموزش انواع چهار گانه شنا (کرال سینه، کرال پشت، قورباغه، پروانه) مقدماتی به شرح زیر نیاز است:

  • غوطه وری

کار آموز شناگر باید بیاموزد که خود را مطمئن و متناسب در آب متعادل کرده و با اراده خود را به زیر آب کشیده و جهات مختلف را تشخیص دهد. او باید زمانی که در آب غوطه وراست چشم‌هایش را باز نگهدارد. در ابتدا کار آموز به محض اینکه سرش را از آب بیرون آورد چشم‌هایش را تند تند دست می‌کشد این عمل نشان دهنده ترس زیاداست. با صبر و حوصله و تحمل زیاد می‌توان این ترس را از کار آموز گرفت. در نتیجه کارآموز باید یاد بگیرد که چشم‌های خود را در مدت طولاتی تری در آب باز نگاهدارد و یا بهتر خود را در آب به حالت غوطه وری در آورد. بدین ترتیب کار آموز شناگر تجربه‌های لازم را برای پیشرفت در مراحل بعدی پیدا خواهد کرد. نکته  : در هنگام فرو رفتن ساده در آب سر باید به تدریج زیر آب فرو رود. صورت باید روی آب قرار گیرد و عمل بازدم (نفس را خالی کردن) در زیر آب صورت گیرد.

  • پرش در آب

برای کسب اطمینان بیشتر، پرش در آب نقش مهمی را ایفاء می‌نماید به خصوص اگر این پرش با غوطه وری همراه باشد. پرش در آب اگر با غوطه وری همراه باشد، جسارت کارآموز شناگر را زیاد می‌کند و به او اعتماد به نفس خواهد داد. کارآموز شناگر روی لبهٔ استخر می‌نشیند و داخل آب می‌پرد. بعد با حالت زانو جمع به داخل آب می‌پرد باید به کار آموز شناگر آموزش داد که پس از یک پرش در آب چگونه می‌تواند بدن خود را به حالت غوطه وری در آب در آورد.

  • تنفس

در شنا تنفس یکنواخت و ارادی از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است.تنفس و یا به طور کلی عمل دم و بازدم با ریتم حرکات شنا باید هماهنگ باشد، زیرا در غیر این صورت مانعی در اجرای حرکات شنا به وجودمی آید. پس کارآموز شناگر باید بیاموزد که چطور در آب به طور صحیح تنفس نماید. با توجه به اینکه ورزش شنا احتیاج به استقامت زیاد دارد، بنابراین باید خوب به این امر توجه شود. به کارآموز باید گفت که اگر نفس را در سینه حبس کند و خیلی آرام زانوها را به طرف شکم جمع کند و پاها را آرام از کف استخر جدا سازد، در این صورت حالت شناوری پیدا می‌کند. یعنی به محض اینکه به زیر آب برود بلافاصله کم کم به سطح آب می‌آید و حالت شناور بودن خود را احساس می‌کند و از این کار لذت می‌برد. ناگفته نماندکه مربی چند بار این حرکت را قبل از کار آموز انجام می‌دهد.

  • سرخوردن

پس از اینکه کار آموز شناگر قادر شد خود را بدون استفاده از دست و پا در آب غوطه ور نماید می‌توان سرخوردن را به او آموزش داد. پس از اجرای حرکات مناسب در آب قبل از هر چیز کارآموز شناگر باید بیاموزد که چگونه بدن خود را به حالت افقی روی آب حفظ نماید تا بدین وسیله بدنش را در آب متعادل نگاه دارد. با کسب تجربه کافی، کارآموز شناگر می‌آموزد که پس از یک دم عمیق بدن خود را به حالت متعادل و مناسب در آب حفظ نماید. و از این حالت با گذاشتن پا به دیوار استخر و وارد آوردن فشار توسط پنجه‌های پا به دیوار، کار آموز شناگر در مسیر شنا سر می‌خورد.

پس از تمام شدن هوای درون ششها و یا فرو افتادن پاها از حالت افقی می‌ایستد. به طور معمول بیشتر شناگران موقع بلند شدن و ایستادن از حالت سرخوردن به علت اینکه سر و بالاتنه را بالا می‌آورند در حالی که هنوز پاهایشان زیر بدنشان قرار نگرفته‌است تلوتلو می‌خورند بایدبه آنان گفته شود موقعی که می‌خواهد بایستد وعمل سرخوردن شما تمام شده‌است قبل از خارج کردن سر و بالا تنه از آب اول پاها را به زیر شکم جمع نموده و به کف استخر و پس از اطمینان از اینکه پاهایتان روی زمین است سر را بلند کنید این حرکت را چند بار تکرار کنید.

نکاتی که باید در تمام مدت سرخوردن مورد توجه مربی قرار گیرد عبارتست از :

کارآموز نباید هنگام سرخوردن خودش را روی آب بیندازد.

آرنج‌های دست خم نشود.

در حین شناوری عضلات بدن نباید به طور کامل منقبض شود.

در هنگام سرخوردن، دستها بیشتر از عرض شانه باز نشود.

بدن از دیوارهٔ استخر قبل از اقدام به فشار آوردن به دیوارهٔ استخر توسط پاها

جدا نشود.

در تمام طول مدت سرخوردن و شناوری سر از بین دستها خارج نشود.

خم نمودن کامل بالاتنه تا کمر و گذاردن آن در داخل آب موقعی که با هر دو پا می‌خواهید به دیواره فشار وارد کنیم.

هر قدر طول مدت نگه داری نفس بیشتر شود در نتیجه مسافت بیشتری رامی توان طی نمود. لذا بایداز یک نفس عمیق استفاده نمایید (باید توجه داشت که در زمینهٔ نگه داری نفس برای مدت طولانی نباید به شاگرد فشار وارد آورد)

در هنگام سرخوردن نبایستی بدن به زیر آب برود، زیرامقصود اینست که بدن در سطح آب حرکت کند.

batista

دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷, ۱۸:۲۲

شنای بچه ها

شنا در نوزادان موجب افزایش هوش، تمرکز حواس، هوشیاری و پیشرفت در روابط اجتماعی آینده آنها می‌شود. شنا هم از نظر حسی و هم از نظر فیزیکی تأثیر مثبت بر روح و روان نوزادان می‌گذارد. نوزادانی که در ماه‌های اولیه زندگی یعنی حدود ۶ تا ۱۰ ماهگی شنا می‌کنند، احساس امنیت و آسایش و آرامش بیشتری دارند. بچه‌ها به علت کم بودن جاذبه آب، آزادی عمل بیشتری بدست می‌آورند. برای آموزش شنا، والدین نیز می‌توانند در کنار آنها شنا کرده و لذت آموزش را درک کنند. به یاد داشته باشید آموزش شنای کودکان باید تحت نظارت مربی‌های مخصوص صورت بگیرد.

در ابتدا کودک خود را با زور و اجبار داخل آب نکنید، بلکه به او فرصت دهید، با آب آشنایی بیشتری پیدا کند. بسیاری از بچه‌ها قبل از آنکه بتوانند راه بروند قادر به شنا کردن هستند. شنا باعث تقویت ماهیچه‌ها و افزایش حجم ریه می‌شود. به علاوه الگوی خواب شبانه کودکانی که شنا می‌کنند، بسیار منظم می‌شود. اولین چیزی که بعد از مدتی شنا می‌توانید در کودک خود مشاهده کنید، اعتماد به نفس و احساس استقلالی است که در او رشد یافته‌است. بچه‌های ۶ تا ۱۰ ماهه، قادر هستند در زیر آب به مدت ۵ دقیقه شنا کنند و نفس خود را نگاهدارند.

همیشه این سوال از طرف والدینی که علاقه مند هستند فرزندشان شنا یاد بگیردعنوان می‌شود، که چه موقع باید آموزش شنا را شروع کرد. زمان مناسب برای آموزش شنا، سن ۷ یا ۸ سالگی می‌باشد. علمای تربیت بدنی و متخصصین آموزش شنا، شش سالگی را برای آموزش انتخاب کرده‌اند. وضع مطلوب اینست که از سنین پایین بچه آموزش را شروع نماید ولی در سنین پایین شنا را به صورت فنی یاد نمیگیرد. زیرا قدرت درک بعضی از حرکات را ندارد و هماهنگی لازم جهت یک مهارت به سختی (هماهنگی دست و پای کرال سینه) انجام می‌پذیرد. شنا برای کودکان زیر سه سال فقط به صورت به اصطلاح شنای سگی است که کودک سر را بیرون از آب نگه داشته و شنا می‌کند.

 

batista

دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷, ۱۸:۲۳

انواع شنا

  • شنای قورباغه
  • شنای پروانه
  • کرال پشت
  • کرال سینه
  • شنای سگی

 انواع مسابقات

 

 شنای امدادی

 

نوعی شنا که چهار نفر به صورت گروهی و به طور امدادی طول مسیر مسابقه را طی می‌کنند.

+ نوشته شده توسط nasryn11 در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 13:52 |

اقتصاد اروپا و بحران مالی جهان

اقتصاد > اقتصاد‌جهان  - سید حسین امامی:
قاره اروپا متشکل از 48 کشور با جمعیتی معادل 665 میلیون نفر است و به‌جرأت می‌توان گفت که عمده کشورهای این قاره دارای سطح زندگی استاندارد هستند.

اروپا بزرگ‌ترین نظام اقتصادی جهان را داراست. همچنین این قاره بخش تولید و مالی بسیار قوی‌ای دارد. بسیاری از تولیدات بزرگ صنعتی دنیا و سودآورترین و بزرگ‌ترین بانک‌های جهانی در این قاره قرار دارند. اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین قطب تجاری جهان است اما با بحران مالی جهانی، قدرت خرید مردم، تولید و صادرات کاهش یافته و نرخ بهره بانکی دچار نوسان است. اینها دست به دست هم دادند تا اتحادیه اروپا با رکود مواجه شود.

در اوایل بحران مالی جهانی «مانوئل باروسو»، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا گفت: برای پشت سر گذاشتن این بحران به یک عزم قدرتمندانه نیاز است اما اتحادیه اروپا در پیدا کردن راه حل برای بحران مالی جهانی ناتوان است. وی افزود: اتحادیه 27عضوی اروپا نمی‌تواند در مقابل بحران مالی اقدام مشترک کند و بعضی از کشورهای عضو، مخالف این تفکر هستند.

در آبان‌ماه سال گذشته کارشناسان اقتصاد اعلام کردند، بحران مالی جهانی کل‌ کشورهای اتحادیه اروپا را به ورطه رکود اقتصادی شدیدی کشانده است. کمیسیون اروپا نیز اعلام کرد رشد اقتصادی 27 کشور عضو اتحادیه اروپا طی 3ماه سوم و چهارم 2008 بیش از 1/0 درصد کاهش خواهد یافت. «ژاکویین آلمونیا»، کمیسر امور اقتصادی اتحادیه اروپا در این‌ باره گفت: بحران مالی جهان ضربه شدیدی بر پیکره اقتصاد اروپا وارد و دورنمای اقتصاد آن‌را تیره‌و‌تار کرده و موجب کاهش چشمگیر اعتماد مصرف‌کننده در اروپا شده است.

رشد اقتصادی 15 کشور عضو یورو نیز طی 3ماه دوم سال گذشته به کمتر از 2/0درصد رسید و این رقم طی 3ماه سوم و چهارم 2008 نیز به کمتر از 1/0درصد رسید. این نخستین‌بار بود که منطقه یورو با رکود اقتصادی روبه‌رو شد. کمیسیون اروپا همچنین پیش‌بینی کرد که نرخ بیکاری اروپا که طی سال‌های اخیر همواره کاهش داشته طی سال 2008 بار دیگر افزایش خواهد یافت. نرخ بیکاری منطقه یورو از 2/7 درصد در ماه مارس به بیش از 7/8 درصد در سال 2010 افزایش خواهد یافت. تأثیر بحران مالی و اقتصادی جهان بر صنعت خودروسازی اروپا نیز کاملا مشهود بوده به‌طوری ‌که فروش خودرو در فرانسه 3/7درصد کاهش داشته است.

نشست گروه 20 در لندن

در اواخر سال گذشته پس از چند ماه از نشست قبلی، وزرای دارایی گروه 20 با وجود اختلافاتی درباره چگونگی مهار بدترین بحران اقتصادی دهه‌های اخیر در انگلیس گردهم آمدند.

در این اجلاس وزرای اقتصاد به همراه رؤسای بانک‌های مرکزی این گروه راه‌های خروج از رکود اقتصادی و احیای اقتصاد کشور‌های خود را بررسی کردند. در حالی‌که دولت آمریکا بر افزایش هزینه‌های دولت در بخش اقتصادی تأکید دارد، برخی از کشور‌های اروپایی بر لزوم تغییر قوانین حاکم بر بازار‌‌های مالی پافشاری می‌کنند. وزرای اقتصاد و رؤسای بانک‌های مرکزی در این اجلاس تلاش کردند، بر سر یک دستور جلسه مشترک برای اجلاس سران گروه 20 به توافق برسند. «الیستر دارلینگ»، وزیر دارایی بریتانیا طی سخنانی در افتتاحیه اجلاس وزرای جی 20 گفت که نسبت به پیشرفت در سه محور اصلی اجلاس، حمایت از اقتصادهای کشورهای عضو، ادامه پرداخت وام از سوی بانک‌ها و اطمینان یافتن از اینکه کشور‌های جهان نیز از اقدام‌های اتخاذ شده توسط گروه20 بهره می‌برند، امیدوار است.

آمریکا و بریتانیا خواستار آن شدند که دیگر دولت‌ها به‌ویژه در قاره اروپا اقدامات بیشتری برای خروج اقتصادهای خود از رکود انجام دهند، اما دولت‌های اروپایی اعلام کردند که به بازار‌های مالی خود تا زمانی که نتایج طرح‌های اولیه محرک اقتصادی آشکار نشود، منابع مالی بیشتری تزریق نخواهند کرد. «آنگلا مرکل»، صدراعظم آلمان طی سخنانی گفت که مسئله این نیست که هزینه بیشتری شود، بلکه باید نظام مالی‌ای را ایجاد کرد که از وقوع بحران‌های مشابه در آینده جلوگیری کند.

وخامت اوضاع اقتصادی اروپا

درحالی‌که اخبار مثبتی از اوضاع اقتصادی آمریکا و آسیا گزارش می‌شود، گزارش‌ها حکایت از وخیم شدن اوضاع اقتصادی اروپا دارد؛ به‌گونه‌ای که گفته می‌شود اتحادیه اروپا وارد بدترین دوران اقتصادی خود پس از جنگ جهانی دوم شده است. براساس گزارش رسمی کمیسیون اروپا، رکود و بحران اقتصادی در این اتحادیه که هم‌‌اکنون به اوج خود رسیده تا سال آینده ادامه خواهد یافت و شمار بیکاران به‌شدت در حال افزایش است. از مجموع 27کشور عضو اتحادیه اروپا و16کشوری که از واحد پول یورو استفاده می‌کنند، امسال با کاهش 4درصدی رشد اقتصادی مواجه خواهند شد. مثلا رشد اقتصادی ایرلند 9درصد، آلمان
 4/ 5درصد و کشورهای حوزه بالتیک به‌طور متوسط بیش از 10درصد سقوط خواهند کرد.

همچنین کمیسیون اروپا از بیکار شدن 5/8میلیون نفر در اتحادیه اروپا تا پایان سال آینده خبر داد که بدین ترتیب نرخ بیکاری در این اتحادیه به 5/11درصد خواهد رسید که بالاترین نرخ بیکاری پس از جنگ جهانی دوم است. در حالی‌که نرخ بیکاری فرانسه به 11درصد رسیده است، شمار بیکاران در فرانسه و انگلستان تا سال آینده از 3میلیون نفر خواهد گذشت و اسپانیا بدترین وضعیت بیکاری را دارد به‌طوری که از هر 5 کارگر یکی بیکار شده و نرخ بیکاری به 20درصد رسیده است. همچنین در سال‌جاری حجم صادرات در اتحادیه اروپا 13درصد کاهش پیدا خواهد کرد.

رشد اقتصادی آلمان- بزرگ‌ترین اقتصاد اتحادیه اروپا- در سال‌جاری 5/5 درصد کاهش پیدا خواهد کرد. رشد اقتصادی انگلستان و ایتالیا نیز 4 تا 5/4 درصد کاهش خواهد یافت و کاهش رشد فرانسه و اسپانیا نیز 3 درصد برآورد شده است. بانک‌های اروپایی تاکنون
290 میلیارد یورو زیان دیده‌اند و کمیسیون اروپا نسبت به افزایش رشد مطالبات معوقه بانک‌ها هشدار داده است. مجموع کسری بودجه دولت‌های اروپایی در پایان سال، 900میلیارد یورو پیش‌بینی شده که 25/7 درصد تولید ناخالص داخلی این منطقه است.

کاهش 4 درصدی رشد اقتصادی

کمیسیون اتحادیه اروپا پیش‌بینی کرد رشد اقتصادی اروپا در سال 2009 معادل 4درصد کاهش می‌یابد. براساس پیش‌بینی کمیسیون اتحادیه اروپا، رشد اقتصادی این کشورها در سال 2009 معادل 4 درصد کاهش خواهد یافت، به‌طوری که این کاهش دو برابر میزان پیش‌‌بینی شده قبل است. همچنین بحران اقتصادی و تداوم سقوط ارزش مسکن در این کشورها ضربه سنگینی به اقتصاد آنان وارد کرده است، به‌طوری‌که بازگشت اقتصادی این کشورها تا نیمه دوم سال2010 بعید به‌نظر می‌رسد.

 براساس آمار اعلام شده از سوی این کمیته، اکنون نرخ بیکاری در16 کشور عضو این اتحادیه 5/11 درصد است و پیش‌بینی می‌شود که این میزان در سال2010 به 9/10درصد کاهش یابد. این در حالی است که براساس پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو این اتحادیه در سال 2009 بیش از 2/4درصد کاهش می‌یابد.

کمیسیون اروپا در تازه‌ترین گزارش خود پیش‌بینی کرد بحران مالی جهانی بازارهای مالی و پولی اروپا را به‌شدت تحت فشار قرار داده و رشد اقتصادی منطقه یورو امسال به‌شدت کاهش خواهد یافت. رشد اقتصادی 16 کشور عضو یورو طی سال 2009 بیش از 4درصد و طی سال2010 بیش از 1/0 درصد کاهش خواهد یافت. این رقم در گزارش ماه ژانویه کمیسیون اروپا کمتر از 9/1 درصد برای سال 2009 اعلام شده بود.

براساس این گزارش کسری بودجه منطقه یورو امسال به 3/5 درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید و نرخ بیکاری نیز امسال به 9/9درصد می‌رسد. بحران اقتصادی و مالی اروپا که پس از جنگ جهانی دوم بی‌سابقه بوده است، شرکت‌های اروپایی را مجبور کرده برای ادامه فعالیت و حیات اقتصادی ضمن کاهش تولید، تعداد زیادی از کارمندان خود را اخراج کنند.
آلمونیا، کمیسر امور پولی اتحادیه اروپا گفت: اروپا با شدیدترین و بی‌سابقه‌ترین بحران اقتصادی و مالی پس از جنگ جهانی دوم روبه‌رو شده است. امیدوارم اقدامات انجام شده از سوی دولت‌های اروپایی مانع کاهش بیشتر رشد اقتصادی منطقه یورو شود و رشد اقتصادی اروپا را طی سال آینده در پی داشته باشد.

صندوق بین‌المللی پول نیز اخیرا در گزارشی پیش‌بینی کرد رشد اقتصادی اروپا امسال 2/4درصد کاهش خواهد یافت. سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی اروپا نیز این رقم را 1/4درصد اعلام کرده است. براساس این گزارش نرخ بیکاری منطقه یورو طی سال2010، 2رقمی خواهد شد و از مرز 5/11 درصد خواهد گذشت. اسپانیا و ایرلند هم بیشترین نرخ بیکاری را در اروپا خواهند داشت. کسری بودجه اروپا نیز از 8/1درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2008 به بیش از 5/6 درصد در سال 2010 خواهد رسید. رشد اقتصادی 27 کشور عضو اتحادیه اروپا نیز امسال بیش از 4 درصد کاهش خواهد یافت.

 

+ نوشته شده توسط nasryn11 در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 13:40 |
 

 

 

والیبال در سال ۱۸۹۵ در کشور آمریکا متولد شد و شهرت جهانی آن پس از المپیک ۱۹۶۴ توکیو که برای اولین بار در برنامه بازی‌های المپیک قرار گرفت، فراگیر شده‌است.

والیبال تقریبا در تمام دنیا بازی می‌شود اما در شرق آسیا، برزیل، ایتالیا محبوب‌تر است. این رشته تقریبا برای تمام گروه‌های سنی مناسب است. انجام بازی والیبال فضای زیادی احتیاج ندارد و وسایل آن که شامل توپ و تور می‌باشد گران نیستند.

 

[ویرایش] تولد والیبال

والیبال ورزش مورد علاقه سربازها در جنگ جهانی دوم بود. ورزش والیبال که در ابتدا مینتونت (Mintonette) نامیده می‌شد در سال ۱۸۹۵ - یعنی چهار سال پس از تولد بسکتبال - توسط فردی بنام ویلیام جی. مورگان ابداع شد. مورگان متولد سال ۱۸۷۰ در شهر نیویورک بود که پس از تحصیل در کالج جوانان مسیحی مسئولیت تهیه برنامه‌های ورزشی برای سلامتی و تندرستی مردان به او واگذار شده بود.

او این بازی را با ترکیب بازی‌های بسکتبال، تنیس و هندبال ایجاد کرد و هدفش طراحی ورزشی بود که برای افرادی که تمایل به تحرک کمتری دارند، مناسب باشد.

قوانین بازی در ابتدا بسیار ساده بود چرا که بیشتر از آن که شبیه ورزش باشد، یک تفریح محسوب می‌شد اما به تدریج پس از آن که این ورزش در کشورهای دیگر – به خصوص فیلیپین - نیز علاقه‌مندانی یافت، لزوم تدوین قوانین رسمی برای آن احساس شد.

تور اولیه‌ای که برای این بازی در نظر گرفته شده بود با ایده از تنیس، ۲ متر انتخاب شد و با توپ بسکتبال شبیه به بازی هندبال انجام می‌شد. این ورزش تا سال ۱۹۰۰ توپ مخصوصی برای خود نداشت و با هر توپی - از جمله توپ بسکتبال – آن را بازی می‌کردند. هدف هر تیم آن بود که توپ را در زمین حریف فرود بیاورد و در این راه توپ در دست یاران خودی می‌چرخید. در سال ۱۹۱۲ امتیازهای هر گیم ۲۱ تعیین شد و ارتفاع تور نیز بیشتر شد.

فیلیپینی‌ها اولین قانون مدون برای این بازی را در سال ۱۹۱۶ تهیه کردند و به دنبال آن در سال ۱۹۲۸ اتحادیه والیبال ایالات متحده آمریکا تشکیل شد و به وضع قوانین این ورزش اقدام کرد.

[ویرایش] گاه‌نگاری تاریخ والیبال

[ویرایش] تاریخ والیبال

تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی از روی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده از تویی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن، به دست‌ها آسیب نمی‌رساند، بازی را شروع کرد. با وجود این که به طور آهسته و کند از Y.M.C.A آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلند عمومیت یافت. در اسپرینگ فیلد، دکتر ت. آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبال تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (رد و بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال، در معنا، این نیت را مشخص می‌سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزشی سالنی بود و در محل‌های سرپوشیده انجام می‌شد و اساسا برای فعالیت‌های سرگرم کننده پیشه‌وران و تجار اختصاص یافته بود ولی کم‌کم به زمین‌های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت‌های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت پیگیری می‌شد.

در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بازی می‌کرد. رفته‌رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می‌یافت.

کم‌کم قوانینی برای این بازی وضع شد و روش‌ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید. در سال ۱۹۰۰ پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی ۲۱ پوئن (امتیاز) باشد. در سال ۱۹۱۲ سیستم چرخش به تصویب رسید. در سال ۱۹۱۷ پذیرفته شد که هر ست بازی ۱۵ امتیاز باشد. در سال ۱۹۱۸ تعداد بازیکنان هر طرف زمین ۶ نفر پیشنهاد شد، که مورد قبول عامه قرار گرفت. در سال ۱۹۲۱ موافقت شد که هر تیم با حداکثر سه ضربه توپ را به طرف دیگر بفرستد. در سال ۱۹۲۳ اندازه زمین بازی ۹×۱۸ متر تعیین شد.

به مرور در سال‌های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت. هم‌اکنون نیز هر چهار سال یک بار در کنگره جهانی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می‌رسد. از جدیدترین و مهمترین قوانین مانند تغییر روش امتیازگیری به رالی، سقف امتیاز ۲۵ برای ست‌های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیاز ۱۵ برای ست پنجم و افزودن بازیکن آزاد،

اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال ۱۹۰۰ بود. اساسا نهضت Y.M.C.A (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و گسترش آن، سهم فراوانی دارد.

بازی والیبال در پایان سال ۱۹۰۰ به هندوستان و در سال‌های ۱۹۰۵ به کوبا، ۱۹۰۹ به پورتوریکو، ۱۹۱۰ به فیلیپین، ۱۹۱۲ به اورگوئه، ۱۹۱۳ به چین و ۱۹۱۷ به ژاپن و به تدریج از سال ۱۹۱۴ به بعد توسط سربازان آمریکایی و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی، بلغارستان معرفی شد و گسترش یافت.

پذیرش این ورزش در اروپا در ابتدا کند بود. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل از دیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملی والیبال در کشور خود نمودند. شوروی که در سال ۱۹۲۳ اقدام به تأسیس انجمن ملی والیبال نمود، برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. شوروی از کشورهایی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین در جهان سهم به سزایی دارد و همواره از قدرت‌های بزتر این ورزش بوده‌است.

کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون جهانی والیبال را تأسیس نمایند و در سال ۱۹۳۶ به هنگام بازی‌های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ جهانی دوم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلی تغییرات و پیشرفت والیبال را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اول از سال آغاز تا سال ۱۹۱۸، دوره دوم از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۴۶ و دوره سوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته‌است. پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت‌های فراوان برای حرکت جدید به والیبال مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین‌المللی در قاره اروپا بین تیم‌های ملی فرانسه و چکسلواکی در پاریس برگزار گردید. و در آوریل ۱۹۴۷ کنگره‌ای با شرکت نمایندگان چهارده کشور از سراسر جهان در پاریس برگزار و موافقت شد که فدراسیون بین‌المللی والیبال (F.I.V.B) در پاریس تشکیل شود و پل لیبود فرانسوی به عنوان اولین رئیس انتخاب شود.

امروزه این فدراسیون حدود ۲۱۷ کشور عضو دارد (سال ۲۰۰۷) و بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از مردم جهان والیبال بازی می‌کنند. اولین رئیس فدراسیون جهانی والیبال پل لیبود تا سال ۱۹۸۴ (یعنی ۳۷ سال) ریاست را برعهده داشت.

پس از تأسیس فدراسیون جهانی والیبال، کمیته‌های مختلفی در داخل آن به وجود آمد و برنامه مسابقات رسمی جهانی تنظیم و آغاز شد. در سال ۱۹۴۹ اولین دوره مسابقات جهانی والیبال برای مردان در پراگ و در سال ۱۹۵۲ دومین دوره مسابقات جهانی مردان و اولین دوره مسابقات جهانی زنان در مسکو برگزار شد. برنامه این مسابقات بطور منظم هر چهار سال یک بار تاکنون در کشورهای مختلف انجام شده‌است.

در سال ۱۹۶۴ مسابقات والیبال مردان و زنان به برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو اضافه شد. علاوه بر مسابقات قهرمانی جهان و المپیک، مسابقات والیبال مردان و زنان در سراسر جهان با عنوان‌های جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی اروپا، پان آمریکن، قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، والیبال ساحلی، یونیور سیاد، قهرمانی آفریقا، ارتش‌های جهان، گراندپری زنان، راه‌آهن‌های جهان، قهرمانی ناشنوایان، قهرمانی معلولین، پارالمپیک معلولین، قهرمانی کشورهای عربی، چهار تیم برتر، جایزه بزرگ، ستاره‌ها و تورنمنت‌های جهانی و دوستانه و غیره در گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بطور منظم انجام می‌شود. در تاریخچه والیبال جهان باید کشور ژاپن را به عنوان دگرگون کننده تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و آمادگی جسمانی در والیبال معرفی نمود (دگرگون کننده در سرویس، ساعد، انواع تاسخ‌ها، توپ‌گیریخ و انواع آبشارهای سرعتی با پاس‌های کوتاه الف و ب و ترکیبی و به ویژه بدنسازی).

[ویرایش] قوانین و مقررات

[ویرایش] زمین بازی

ابعاد زمین والیبال
  • طول زمین ۱۸ و عرض آن ۹ متر می‌باشد و فارغ از هر گونه برجستگی یا فرورفتگی است.
  • زمین توسط خطوطی به عرض ۵ سانتیمتر علامت گذاری می‌شود. این اندازه‌گیری از گوشه زمین است.
  • خطی به عرض ۵ سانتیمتر میان خطوط کناری در زیر تور کشیده شده‌است و زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند و به اسم خط مرکزی شناخته می‌شود.
  • خطوطی به طول ۹ و عرض ۵ سانتیمتر در ۳ متری خط مرکزی بطور موازی کشیده شده‌است و به عنوان خط پایان شناخته می‌شود. منطقه حمله به خط مرکزی محدود است.
  • در هر قسمت زمین، منطقه سرویس توسط دو خطوط به طول ۱۵ و عرض ۵ سانتیمتر مشخص شده و در بیست سانتیمتری خط پایان و عمود بر آن قرار گرفته‌است. یکی از این خطوط در امتداد خط کناری و دیگری در ۳ متری سمت چپ خط کناری راست قرار گرفته‌است.
  • حداقل درجه حرارت زمین سرپوشیده ۱۰ درجه‌است.

[ویرایش] تور

 
تور والیبال
  • طول تور ۵/۹ و عرض آن ۱ متر است. و از سوراخ‌های مربع شکلی به ضلع ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده‌است. پارچه‌ای از جنس کتانی به ضخامت ۵ سانتیمتر به لبه بالایی تور دوخته شده‌است.
  • ارتفاع تور از مرکز زمین 2.43 متر است. تعیین ارتفاع تور برای خردسالان و نوجوانان به عهده مجمع ملی گذاشته می‌شود. هر دو انتهای تور از زمین به یک فاصله هستند و نباید حتی ۲ سانتیمتر بالاتر از اندازه مقرر باشند.
  • پارچه‌ای از جنس کتانی که عرض آن ۵ سانتیمتر بوده و سفید رنگ می‌باشد، در کناره‌های تور و عمود بر لبه‌های آن کشیده می‌شود.

[ویرایش] توپ

توپ به شکل کروی و از جنس چرم است و شامل توپی لاستیکی یا ماده‌ای از این قبیل می‌شود. قسمت رویی آن سه رنگ است زرد و آبی و سفید باشد. *محیط: ۶۵ الی ۶۷ سانتیمتر

  • وزن: ۲۵۰ الی ۲۸۰ گرم

[ویرایش] تیم‌ها

  • هر تیم شامل ۶ بازیکن می‌شود.
  • سه بازیکن در خط جلو و سه بازیکن در خط عقب قرار می‌گیرند.
  • هر تيم داراي 6 تعويض است و هر بازيكن ميتواند 2 بار تعويض شود ، يعني هر بازيكن ميتواند يك بار داخل و يك بار خارج شود .
  • زمانی که توپ سرو می‌شود، سه بازیکن خط جلو باید در جلوی بازیکنان خط عقب قرار گیرند.
  • بازیکن از قطاع دایره سمت راست خط عقب با یک دست سرو می‌زند.
  • زمانی که توپ در زمین وارد می‌شود، بازیکنان می‌توانند برای پرتاب توپ به هر نقطه‌ای حرکت کنند، حتی اجازه دارند که برای جلوگیری از تماس توپ با زمین، به خارج از زمین بروند.

دو تیم ۶ نفری با یکدیگر روبرو می‌شوند. داور در بالای تور قرار گرفته و ناظر بر اجرای مسابقه بوده و سوتی در دست دارد. سرداور نیز مقابل او قرار می‌گیرد. در اینجا تیمی که سرویس را دریافت می‌کند، منتظر توپ می‌شود. بازیکنان در وضعیت آماده‌باش بوده و دست‌ها، انگشتان، بازوها و پاها در حالات مطلوب قرار می‌گیرند. بازیکنان در مرکز زمین می‌ایستند و در این محل بیشتر حمله‌ها شکل می‌گیرد، به طوری که یکی از آن‌ها در نزدیک تور ایستاده و بقیه بازیکنان فرم w را تشکیل می‌دهند.

[ویرایش] داورها و مسئولین

هر مسابقهٔ والیبال دو داور اصلی دارد یکی داور اول که در بالای تور می‌باشد و دیگری داور دوم می‌باشد که روبروی داور اول می ایستد و در مواقعی خاص اجازهٔ صوت زدن نیز دارد. چهار داور خط دور تا دور زمین والیبال می ایستند و با پرچم داور اول را در امر قضاوت یاری می دهند. دو داور هم پشت میز منشی هستند یکی داور منشی و دیگری هم کمک منشی که کار ثبت امتیازات، تعوبض‌ها و اخطارها را بر عهده دارند. سرداور هم به عنوان ناظر می بایست در تمام دیدارها حضور داشته باشد.

[ویرایش] حرکت توپ در هوا (والی)

 
دفاع سه نفره روی تور
  • پاس بالای سر، یکی از مشخص‌ترین عملیات والیبال است.
  • هرگز نباید به توپ مشت زد، بلکه باید آن را با دو دست پاس داد. پاس دادن از عقب نیز نشان‌دهنده همین عمل است.
  • پاس دادن، ست زدن و فرستادن توپ‌های بلند از بالای تور صورت می‌گیرد.
  • حرکت توپ در هوا در پرتاب آرام توپ از بالای تور اجرا می‌شود.
  • اگر قبل از تماس با توپ دست‌ها دور شوند، توپ به وسط پیشانی برخورد خواهد کرد.
  • همیشه باید به توپ نگاه کرد. ابتدا پاها را حرکت داده، آن‌ها را خم کرده و بدن را در زیر توپ قرار داد. به منظور حفظ تعادل و توازن یکی از پاها را به آرامی در جلوی پای دیگر قرار داده، زانوها را خم کرده و سپس باید تمام بدن را راست کرد. به عنوان یک قانون کلی شست‌ها را در حالت اشاره به طرف عقب و بینی نگهدارید. بازوها را راحت قرار داده و تا آن جایی که امکان دارد حرکات را بسیار ساده انجام داد. شست و دو انگشت اول به این عمل قدرت بخشیده و بقیه انگشتان به آن جهت می‌دهند.
  • بهترین و معمول‌ترین مرحله والیبال (حرکت توپ در هوا) می‌باشد. برخی معتقدند که برای شروع تمرینات می‌توان از بادکنک استفاده کرد. تمرین پرتاب توپ پس از پرش برای گرفتن آن بسیار موثر است و مفید. البته همیشه پس از رسیدن توپ به نقطه اوج این عمل را انجام ندهید.

[ویرایش] سرویس

 
بازیکن در حال زدن سرویس
  • سرویس عملی است که به منظور وارد کردن توپ در بازی به کار می‌رود.

در هنگام سرویس زدن باید به نکات زیر توجه کرد : ۱- هنگام ضربه زدن به توپ (سرویس)حتما باید توپ را به اندازه کافی و به دور از هر دودست پرتاب کرد و با یک دست به توپ ضربه زده شود. ۲- هنگام سرویس زدن نباید پاها را روی خط و یا درون زمین خودی قرار داد و باید از خط فاصله داشته باشد. ۳- توپ حتماً باید از تور عبور کرده و درون زمین حریف پرتاب شود (قبلا اگر هنگام سرویس زدن توپ به تور برخورد می‌کرد خطا محسوب می‌شد ولی در حال حاضر خطایی محسوب نمی‌شود).

[ویرایش] پلیومتریک

 

والیبال تقریبا در تمام دنیا بازی می‌شود اما در شرق آسیا، برزیل، ایتالیا محبوب‌تر است. این رشته تقریبا برای تمام گروه‌های سنی مناسب است. انجام بازی والیبال فضای زیادی احتیاج ندارد و وسایل آن که شامل توپ و تور می‌باشد گران نیستند.

 

[ویرایش] تولد والیبال

والیبال ورزش مورد علاقه سربازها در جنگ جهانی دوم بود. ورزش والیبال که در ابتدا مینتونت (Mintonette) نامیده می‌شد در سال ۱۸۹۵ - یعنی چهار سال پس از تولد بسکتبال - توسط فردی بنام ویلیام جی. مورگان ابداع شد. مورگان متولد سال ۱۸۷۰ در شهر نیویورک بود که پس از تحصیل در کالج جوانان مسیحی مسئولیت تهیه برنامه‌های ورزشی برای سلامتی و تندرستی مردان به او واگذار شده بود.

او این بازی را با ترکیب بازی‌های بسکتبال، تنیس و هندبال ایجاد کرد و هدفش طراحی ورزشی بود که برای افرادی که تمایل به تحرک کمتری دارند، مناسب باشد.

قوانین بازی در ابتدا بسیار ساده بود چرا که بیشتر از آن که شبیه ورزش باشد، یک تفریح محسوب می‌شد اما به تدریج پس از آن که این ورزش در کشورهای دیگر – به خصوص فیلیپین - نیز علاقه‌مندانی یافت، لزوم تدوین قوانین رسمی برای آن احساس شد.

تور اولیه‌ای که برای این بازی در نظر گرفته شده بود با ایده از تنیس، ۲ متر انتخاب شد و با توپ بسکتبال شبیه به بازی هندبال انجام می‌شد. این ورزش تا سال ۱۹۰۰ توپ مخصوصی برای خود نداشت و با هر توپی - از جمله توپ بسکتبال – آن را بازی می‌کردند. هدف هر تیم آن بود که توپ را در زمین حریف فرود بیاورد و در این راه توپ در دست یاران خودی می‌چرخید. در سال ۱۹۱۲ امتیازهای هر گیم ۲۱ تعیین شد و ارتفاع تور نیز بیشتر شد.

فیلیپینی‌ها اولین قانون مدون برای این بازی را در سال ۱۹۱۶ تهیه کردند و به دنبال آن در سال ۱۹۲۸ اتحادیه والیبال ایالات متحده آمریکا تشکیل شد و به وضع قوانین این ورزش اقدام کرد.

[ویرایش] گاه‌نگاری تاریخ والیبال

[ویرایش] تاریخ والیبال

تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی از روی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده از تویی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن، به دست‌ها آسیب نمی‌رساند، بازی را شروع کرد. با وجود این که به طور آهسته و کند از Y.M.C.A آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلند عمومیت یافت. در اسپرینگ فیلد، دکتر ت. آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبال تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (رد و بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال، در معنا، این نیت را مشخص می‌سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزشی سالنی بود و در محل‌های سرپوشیده انجام می‌شد و اساسا برای فعالیت‌های سرگرم کننده پیشه‌وران و تجار اختصاص یافته بود ولی کم‌کم به زمین‌های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت‌های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت پیگیری می‌شد.

در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بازی می‌کرد. رفته‌رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می‌یافت.

کم‌کم قوانینی برای این بازی وضع شد و روش‌ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید. در سال ۱۹۰۰ پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی ۲۱ پوئن (امتیاز) باشد. در سال ۱۹۱۲ سیستم چرخش به تصویب رسید. در سال ۱۹۱۷ پذیرفته شد که هر ست بازی ۱۵ امتیاز باشد. در سال ۱۹۱۸ تعداد بازیکنان هر طرف زمین ۶ نفر پیشنهاد شد، که مورد قبول عامه قرار گرفت. در سال ۱۹۲۱ موافقت شد که هر تیم با حداکثر سه ضربه توپ را به طرف دیگر بفرستد. در سال ۱۹۲۳ اندازه زمین بازی ۹×۱۸ متر تعیین شد.

به مرور در سال‌های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت. هم‌اکنون نیز هر چهار سال یک بار در کنگره جهانی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می‌رسد. از جدیدترین و مهمترین قوانین مانند تغییر روش امتیازگیری به رالی، سقف امتیاز ۲۵ برای ست‌های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیاز ۱۵ برای ست پنجم و افزودن بازیکن آزاد،

اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال ۱۹۰۰ بود. اساسا نهضت Y.M.C.A (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و گسترش آن، سهم فراوانی دارد.

بازی والیبال در پایان سال ۱۹۰۰ به هندوستان و در سال‌های ۱۹۰۵ به کوبا، ۱۹۰۹ به پورتوریکو، ۱۹۱۰ به فیلیپین، ۱۹۱۲ به اورگوئه، ۱۹۱۳ به چین و ۱۹۱۷ به ژاپن و به تدریج از سال ۱۹۱۴ به بعد توسط سربازان آمریکایی و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی، بلغارستان معرفی شد و گسترش یافت.

پذیرش این ورزش در اروپا در ابتدا کند بود. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل از دیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملی والیبال در کشور خود نمودند. شوروی که در سال ۱۹۲۳ اقدام به تأسیس انجمن ملی والیبال نمود، برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. شوروی از کشورهایی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین در جهان سهم به سزایی دارد و همواره از قدرت‌های بزتر این ورزش بوده‌است.

کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون جهانی والیبال را تأسیس نمایند و در سال ۱۹۳۶ به هنگام بازی‌های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ جهانی دوم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلی تغییرات و پیشرفت والیبال را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اول از سال آغاز تا سال ۱۹۱۸، دوره دوم از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۴۶ و دوره سوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته‌است. پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت‌های فراوان برای حرکت جدید به والیبال مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین‌المللی در قاره اروپا بین تیم‌های ملی فرانسه و چکسلواکی در پاریس برگزار گردید. و در آوریل ۱۹۴۷ کنگره‌ای با شرکت نمایندگان چهارده کشور از سراسر جهان در پاریس برگزار و موافقت شد که فدراسیون بین‌المللی والیبال (F.I.V.B) در پاریس تشکیل شود و پل لیبود فرانسوی به عنوان اولین رئیس انتخاب شود.

امروزه این فدراسیون حدود ۲۱۷ کشور عضو دارد (سال ۲۰۰۷) و بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از مردم جهان والیبال بازی می‌کنند. اولین رئیس فدراسیون جهانی والیبال پل لیبود تا سال ۱۹۸۴ (یعنی ۳۷ سال) ریاست را برعهده داشت.

پس از تأسیس فدراسیون جهانی والیبال، کمیته‌های مختلفی در داخل آن به وجود آمد و برنامه مسابقات رسمی جهانی تنظیم و آغاز شد. در سال ۱۹۴۹ اولین دوره مسابقات جهانی والیبال برای مردان در پراگ و در سال ۱۹۵۲ دومین دوره مسابقات جهانی مردان و اولین دوره مسابقات جهانی زنان در مسکو برگزار شد. برنامه این مسابقات بطور منظم هر چهار سال یک بار تاکنون در کشورهای مختلف انجام شده‌است.

در سال ۱۹۶۴ مسابقات والیبال مردان و زنان به برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو اضافه شد. علاوه بر مسابقات قهرمانی جهان و المپیک، مسابقات والیبال مردان و زنان در سراسر جهان با عنوان‌های جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی اروپا، پان آمریکن، قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، والیبال ساحلی، یونیور سیاد، قهرمانی آفریقا، ارتش‌های جهان، گراندپری زنان، راه‌آهن‌های جهان، قهرمانی ناشنوایان، قهرمانی معلولین، پارالمپیک معلولین، قهرمانی کشورهای عربی، چهار تیم برتر، جایزه بزرگ، ستاره‌ها و تورنمنت‌های جهانی و دوستانه و غیره در گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بطور منظم انجام می‌شود. در تاریخچه والیبال جهان باید کشور ژاپن را به عنوان دگرگون کننده تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و آمادگی جسمانی در والیبال معرفی نمود (دگرگون کننده در سرویس، ساعد، انواع تاسخ‌ها، توپ‌گیریخ و انواع آبشارهای سرعتی با پاس‌های کوتاه الف و ب و ترکیبی و به ویژه بدنسازی).

[ویرایش] قوانین و مقررات

[ویرایش] زمین بازی

ابعاد زمین والیبال
  • طول زمین ۱۸ و عرض آن ۹ متر می‌باشد و فارغ از هر گونه برجستگی یا فرورفتگی است.
  • زمین توسط خطوطی به عرض ۵ سانتیمتر علامت گذاری می‌شود. این اندازه‌گیری از گوشه زمین است.
  • خطی به عرض ۵ سانتیمتر میان خطوط کناری در زیر تور کشیده شده‌است و زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند و به اسم خط مرکزی شناخته می‌شود.
  • خطوطی به طول ۹ و عرض ۵ سانتیمتر در ۳ متری خط مرکزی بطور موازی کشیده شده‌است و به عنوان خط پایان شناخته می‌شود. منطقه حمله به خط مرکزی محدود است.
  • در هر قسمت زمین، منطقه سرویس توسط دو خطوط به طول ۱۵ و عرض ۵ سانتیمتر مشخص شده و در بیست سانتیمتری خط پایان و عمود بر آن قرار گرفته‌است. یکی از این خطوط در امتداد خط کناری و دیگری در ۳ متری سمت چپ خط کناری راست قرار گرفته‌است.
  • حداقل درجه حرارت زمین سرپوشیده ۱۰ درجه‌است.

[ویرایش] تور

 
تور والیبال
  • طول تور ۵/۹ و عرض آن ۱ متر است. و از سوراخ‌های مربع شکلی به ضلع ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده‌است. پارچه‌ای از جنس کتانی به ضخامت ۵ سانتیمتر به لبه بالایی تور دوخته شده‌است.
  • ارتفاع تور از مرکز زمین 2.43 متر است. تعیین ارتفاع تور برای خردسالان و نوجوانان به عهده مجمع ملی گذاشته می‌شود. هر دو انتهای تور از زمین به یک فاصله هستند و نباید حتی ۲ سانتیمتر بالاتر از اندازه مقرر باشند.
  • پارچه‌ای از جنس کتانی که عرض آن ۵ سانتیمتر بوده و سفید رنگ می‌باشد، در کناره‌های تور و عمود بر لبه‌های آن کشیده می‌شود.

[ویرایش] توپ

توپ به شکل کروی و از جنس چرم است و شامل توپی لاستیکی یا ماده‌ای از این قبیل می‌شود. قسمت رویی آن سه رنگ است زرد و آبی و سفید باشد. *محیط: ۶۵ الی ۶۷ سانتیمتر

  • وزن: ۲۵۰ الی ۲۸۰ گرم

[ویرایش] تیم‌ها

  • هر تیم شامل ۶ بازیکن می‌شود.
  • سه بازیکن در خط جلو و سه بازیکن در خط عقب قرار می‌گیرند.
  • هر تيم داراي 6 تعويض است و هر بازيكن ميتواند 2 بار تعويض شود ، يعني هر بازيكن ميتواند يك بار داخل و يك بار خارج شود .
  • زمانی که توپ سرو می‌شود، سه بازیکن خط جلو باید در جلوی بازیکنان خط عقب قرار گیرند.
  • بازیکن از قطاع دایره سمت راست خط عقب با یک دست سرو می‌زند.
  • زمانی که توپ در زمین وارد می‌شود، بازیکنان می‌توانند برای پرتاب توپ به هر نقطه‌ای حرکت کنند، حتی اجازه دارند که برای جلوگیری از تماس توپ با زمین، به خارج از زمین بروند.

دو تیم ۶ نفری با یکدیگر روبرو می‌شوند. داور در بالای تور قرار گرفته و ناظر بر اجرای مسابقه بوده و سوتی در دست دارد. سرداور نیز مقابل او قرار می‌گیرد. در اینجا تیمی که سرویس را دریافت می‌کند، منتظر توپ می‌شود. بازیکنان در وضعیت آماده‌باش بوده و دست‌ها، انگشتان، بازوها و پاها در حالات مطلوب قرار می‌گیرند. بازیکنان در مرکز زمین می‌ایستند و در این محل بیشتر حمله‌ها شکل می‌گیرد، به طوری که یکی از آن‌ها در نزدیک تور ایستاده و بقیه بازیکنان فرم w را تشکیل می‌دهند.

[ویرایش] داورها و مسئولین

هر مسابقهٔ والیبال دو داور اصلی دارد یکی داور اول که در بالای تور می‌باشد و دیگری داور دوم می‌باشد که روبروی داور اول می ایستد و در مواقعی خاص اجازهٔ صوت زدن نیز دارد. چهار داور خط دور تا دور زمین والیبال می ایستند و با پرچم داور اول را در امر قضاوت یاری می دهند. دو داور هم پشت میز منشی هستند یکی داور منشی و دیگری هم کمک منشی که کار ثبت امتیازات، تعوبض‌ها و اخطارها را بر عهده دارند. سرداور هم به عنوان ناظر می بایست در تمام دیدارها حضور داشته باشد.

[ویرایش] حرکت توپ در هوا (والی)

 
دفاع سه نفره روی تور
  • پاس بالای سر، یکی از مشخص‌ترین عملیات والیبال است.
  • هرگز نباید به توپ مشت زد، بلکه باید آن را با دو دست پاس داد. پاس دادن از عقب نیز نشان‌دهنده همین عمل است.
  • پاس دادن، ست زدن و فرستادن توپ‌های بلند از بالای تور صورت می‌گیرد.
  • حرکت توپ در هوا در پرتاب آرام توپ از بالای تور اجرا می‌شود.
  • اگر قبل از تماس با توپ دست‌ها دور شوند، توپ به وسط پیشانی برخورد خواهد کرد.
  • همیشه باید به توپ نگاه کرد. ابتدا پاها را حرکت داده، آن‌ها را خم کرده و بدن را در زیر توپ قرار داد. به منظور حفظ تعادل و توازن یکی از پاها را به آرامی در جلوی پای دیگر قرار داده، زانوها را خم کرده و سپس باید تمام بدن را راست کرد. به عنوان یک قانون کلی شست‌ها را در حالت اشاره به طرف عقب و بینی نگهدارید. بازوها را راحت قرار داده و تا آن جایی که امکان دارد حرکات را بسیار ساده انجام داد. شست و دو انگشت اول به این عمل قدرت بخشیده و بقیه انگشتان به آن جهت می‌دهند.
  • بهترین و معمول‌ترین مرحله والیبال (حرکت توپ در هوا) می‌باشد. برخی معتقدند که برای شروع تمرینات می‌توان از بادکنک استفاده کرد. تمرین پرتاب توپ پس از پرش برای گرفتن آن بسیار موثر است و مفید. البته همیشه پس از رسیدن توپ به نقطه اوج این عمل را انجام ندهید.

[ویرایش] سرویس

 
بازیکن در حال زدن سرویس
  • سرویس عملی است که به منظور وارد کردن توپ در بازی به کار می‌رود.

در هنگام سرویس زدن باید به نکات زیر توجه کرد : ۱- هنگام ضربه زدن به توپ (سرویس)حتما باید توپ را به اندازه کافی و به دور از هر دودست پرتاب کرد و با یک دست به توپ ضربه زده شود. ۲- هنگام سرویس زدن نباید پاها را روی خط و یا درون زمین خودی قرار داد و باید از خط فاصله داشته باشد. ۳- توپ حتماً باید از تور عبور کرده و درون زمین حریف پرتاب شود (قبلا اگر هنگام سرویس زدن توپ به تور برخورد می‌کرد خطا محسوب می‌شد ولی در حال حاضر خطایی محسوب نمی‌شود).

 

+ نوشته شده توسط nasryn11 در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 10:53 |
علی نظری‌دوست، مدیرکل طرح بین‌المللی حفاظت از تالاب‌های ایران ۲۰ اسفند در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد که بودجه مورد نیاز برای به اجرا در آمدن طرح‌های اضطراری نجات دریاچه ارومیه هنوز تامین نشده است.

ستاد ملی مقابله با بحران دریاچه ارومیه، دوم آذر امسال از میان ۴۰ طرح، ۱۲ طرح فوری را به تصویب رساند که برای اجرای آن‌ها به ۴۰ هزار میلیارد ریال بودجه نیاز است. پس از مدتی، این رقم به ۱۸ هزار میلیارد ریال کاهش یافت و مدیرکل محیط زیست آذربایجان غربی دلیل این کاهش را تخصیص اعتباری دانست که از سال‌ها قبل برای برخی از این طرح‌ها در نظر گرفته شده بود.

معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی ۲۹ آذر امسال اعلام کرد بودجه ویژه‌ای از سوی این وزارت‌خانه برای نجات دریاچه ارومیه اختصاص می‌یابد.

کارگروه ویژه نجات دریاچه ارومیه که به ریاست معاون اول رئیس جمهور شکل گرفت و تاکنون جلسه‌هایی هم داشته، طرح‌های مقابله با بحران این دریاچه را در سه محور دسته‌بندی کرده است. صرفه‌جویی دو میلیارد مترمکعب آب در سال و تزریق آن طی پنج سال به دریاچه ارومیه مهم‌ترین راه‌کاری است که از سوی کارشناسان ارائه شده است.

افزایش آب در سطح حوزه آبریز دریاچه ارومیه، محور دوم است که با اجرای طرح‌های مختلفی نظیر بارور کردن ابرها، انتقال آب بین حوزه‌ای، افزایش راندمان آبیاری و تغییر الگوی کشت میسر می‌شود. محور سوم هم افزایش آب‌های زیرزمینی است.

به گفته آقای نظری‌دوست،‌ وزارت نیرو در حال اجرای طرح بارورسازی ابرها است و آخرین گزارش‌ها درباره «وضعیت حوزه‌های آبخیز و طرح‌های پیشنهادی مربوط به آن» به زودی در ستاد ملی صیانت از دریاچه ارومیه بررسی می‌شود.

علاوه بر این مدیرکل محیط زیست آذربایجان غربی «طرح بارور کردن ابرها» را یکی از بهترین گزینه‌ها برای نجات دریاچه ارومیه از وضعیت بحرانی می‌داند و می‌گوید که با اجرای این طرح، راندمان بارش ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش می‌یابد.

با وجود اعلام رضایت مدیرکل طرح حفاظت از تالاب‌های ایران و مدیرکل محیط زیست آذربایجان غربی درباره طرح بارورسازی ابرها، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست طرح‌های پیشنهادی را «فانتزی» می‌داند و معتقد است: حتی ابری هم بالای سر ارومیه وجود ندارد که بخواهیم بارورش کنیم.

محمدباقر صدوق، چهاردهم اسفند در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد از طرح‌های نجات اضطراری دریاچه ارومیه را مفید و قابل اجرا دانست و تاکید کرد که تنها راه نجات دریاچه ارومیه «مهار تهدید‌های کنونی» است در غیر این صورت دریاچه تا دو سال دیگر به طور کامل خشک می‌شود.

به عقیده او آب دریای مازندران برای ریختن به ارومیه دو هزار متر باید بالا برود و پمپاژ شود که ممکن نیست و انتقال آب رودخانه ذاب به دریاچه ارومیه هم غیرممکن است به همین دلیل می‌گوید: بعضی طرح‌ها فقط روی کاغذ قشنگ هستند.

 

 

چه کسی دریاچه را کشت

به گفته این کارشناس ارشد محیط زیست «سدسازی‌های بی‌رویه روی رودخانه‌های ورودی دریاچه ارومیه، خشکسالی‌های پی در پی در سال‌های اخیر و تغییر شرایط اقلیمی» این دریاچه را به بدترین وضع ممکن طی تاریخ حیاتش بدل کرده است.

تمام ۱۸ رودخانه‌ای که در گذشته به دریاچه ارومیه می‌ریخت اکنون دچار مشکل شده‌اند، از سوی دیگر آب دریاچه برای به گردش چرخ کارخانه‌های اطراف و گسترش کشاورزی مصرف شده و کشاورزان برای برداشت محصول بیش از یک بار در سال، منابع آب زیرزمینی را که یکی از تغذیه‌کنندگان اصلی دریاچه بود، از بین برده‌اند.

افزایش نمک، زیست آرتمیا؛ تنها موجود زنده دریاچه ارومیه را مختل کرده است. شش ماه پیش اعلام شد که غلظت نمک در این دریاچه به بیش از ۳۶۰ گرم بر لیتر یعنی به حالت فوق اشباع رسیده و این مسئله سبب مرگ بیش از ۹۰ درصد از آرتمیای دریاچه ارومیه شده است.

آرتمیا موجودی تک‌سلولی از خانواده سخت‌پوستان است که می‌تواند در آب‌های غلیظ و شور زندگی و تولید مثل کند. این جاندار، غذای اصلی پرندگان مهاجر دریاچه ارومیه را تشکیل می‌دهد و منبع غذایی مناسبی برای ماهیان خاویاری است که پرورش آن می‌تواند به منبع در آمدی مناسب برای آذربایجان شرقی بدل شود.

آرتمیای دریاچه ارومیه یکی از هفت گونه شناخته شده آرتمیای دو جنسی جهان با ارزش غذایی مطلوب و بیش از ۵۲ درصد پروتئیت است که هر کیلو تخم آن در بازار جهانی بیش از ۹۰ دلار به فروش می‌رسد.

 

 

میان‌گذر به بهای دریاچه

یکی از عواملی که بر تغییر اکوسیستم منطقه و حیات دریاچه ارومیه تاثیر گذاشته و روند مرگ آن را سرعت بخشیده، احداث میان‌گذر ارومیه است. این پل دریاچه ارومیه را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده و در وضعیت طبیعی آبی آن از جمله جریان‌های آبی بستر و غلظت نمک دریاچه را بر هم زده است.

میان‌گذر دریاچه ارومیه به طول ۱۲۷۶ متر، دو مسیر جداگانه رفت و برگشت خودرو‌ و مسیر عبور قطار دارد که با هدف کاهش فاصله ارومیه تا تبریز از ۲۶۰ به ۱۳۰ کیلومتر ساخته شده است.

این میان‌گذر ۲۷ آبان ۱۳۸۷ به نام پل شهید کلانتری با حضور محمود احمدی‌نژاد افتتاح شد. آقای احمدی‌نژاد در مراسم گشایش مسیر اول میان‌گذر اعلام کرد که این سازه پس از انجام مطالعات کامل زیست‌محیطی ساخته شده و برای دریاچه ارومیه خطری ندارد.

نیمه سال ۱۳۷۸، ۲۲۱ نفر از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به رئیس‌ جمهور از دولت خواستند که در مورد مشکلات زیست محیطی دریاچه ارومیه فورا اقدام کند، اما وزرات راه به عنوان کارفرمای پروژه ساخت پل میان‌گذر ادعا کرد که بحران به وجود آمده در اکوسیستم دریاچه ربطی به این پروژه ندارد.

مرگ دریاچه؛ مرگ منطقه

از بین رفتن دریاچه ارومیه پهنه‌زاری از نمک با میلیاردها تن بلور نمک ایجاد می‌کند که با وزش باد به شهر تبریز و زمین‌های کشاورزی اطراف انتقال می‌یابد و زندگی در منطقه را مختل می‌کند.

بادهای موسمی، نمک بر جا مانده روی زمین را پخش خواهد کرد و دشت‌های پیرانشهر، سلماس، ارومیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده و اشنویه که از مهم‌ترین مناطق فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران هستند و همه اطراف این دریاچه قرار دارند، آسیب جدی خواهند دید.

اراضی دیم و آبی آذربایجان شرقی که در جریان این روند از چرخه کشت خارج می‌شود، حدود ۲۰۴ هزار هکتار است.

۶۱ درصد وسعت دریاچه ارومیه در محدوده آذربایجان‌شرقی قرار دارد و ۲۰ درصد روان‌آب‌های تغذیه‌کننده دریاچه در این استان واقع شده است. رودخانه‌های جاری در استان‌های آذربایجان‌غربی و کردستان بخش دیگری از نیاز آبی این دریاچه را تامین می‌کند.

دریاچه ارومیه که دومین دریاچه بزرگ آب شور دنیا و بیستمین دریاچه بزرگ جهان است، از سال‌ها پیش در معرض خطر بود و در سال ۱۳۸۰ وضعیت آن بحرانی اعلام شد. در این سال کارشناسان از کاهش عمق شش متری دریاچه خبر دادند و در حال حاضر، با گذشت ۹ سال از اعلام وضعیت بحرانی آن، عمیق‌ترین جای دریاچه دو متر عمق دارد.

کارشناسان محیط زیست در سال ۱۳۸۷ هشدار دادند که روند برداشت آب از سفره‌های آب زیرزمینی در اطراف دریاچه باید محدود شود، اما دولت برای تعیین حق‌آبه کشاورزان و جلوگیری از برداشت بی‌رویه آب چاه‌های عمیق اقدام نکرد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی، نهم آبان امسال در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر هشدار داد که دریاچه ارومیه روزهای «بسیار بحرانی» را می‌گذراند و با ادامه این روند، این دریاچه تا سه سال آینده و در حالت خوش‌بینامه تا پنج سال آینده به طور کامل خشک و نابود می‌شود.

به گفته حسن عباس‌نژاد، تا کنون بیش از ۶۰ درصد از مساحت دریاچه ارومیه به طور کامل خشک و به شوره‌زار تبدیل شده است.

در شرایط طبیعی آب دریاچه ارومیه باید ۳۴ میلیارد مترمکعب باشد، درحالی که تاکنون بیش از ۲۰ میلیارد مترمکعب آب این دریاچه از بین رفته است.

پس از اعلام وضعیت بحرانی این دریاچه، نهادهای بین‌المللی برای حفظ آن به کمک ایران آمدند. در حال حاضر صندوق تسهیلات جهانی محیط زیست و دفتر عمران سازمان ملل متحد برای احیای دریاچه ارومیه با ایران همکاری می‌کنند و دفتر طرح حفاظت از تالاب‌های ایران برای ارائه گزارش نهایی درباره وضعیت تالاب‌های ایران تنها تا سال ۲۰۱۲ مهلت دارد.

+ نوشته شده توسط nasryn11 در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 و ساعت 11:40 |

پس از نظريه مشهور کوزنتس درباره توزيع درآمد در مراحل مختلف توسعه که بر اساس آن توزيع درآمد در مراحل اوليه توسعه نابرابرتر مي شود و در مراحل بعدي توسعه به تدريج به برابري گرايش مي يابد و در پيوند با مقاله مشهور "آيرا آدلمن" درباره اثر مساعدتر صنعتي شدن با هدايت تقاضاي کشاورزي بر شاخص هاي توسعه از جمله توزيع درآمد و کاهش فقر، دکتر "نادر مهرگان" در تحقيقي با رويکرد به شاخص کل توزيع درآمد، الگوي توزيع درآمد برگرفته از فعاليت  هاي کشاورزي و غيرکشاورزي را محاسبه کرده است. نتايج اين پژوهش پيامدهاي نظريه کوزنتس را مشخص و نتيجه گيري يکپارچه مقاله آدلمن را تاييد مي کند. از اين رو اين تحقيق توصيه مي کند که در راه رسيدن به توسعه اقتصادي بر راهبرد توسعه صنعتي متکي بر بخش کشاورزي تاکيد شود، زيرا نتايج بهتري از راهبردهاي خنثي و بي طرف دارد. دکتر مهرگان داراي مدرک دکتراي اقتصاد گرايش منابع طبيعي و عضو هيات علمي دانشگاه بوعلي سيناي همدان است. از وي تاکنون مقالات متعددي در مورد رشد و توسعه به چاپ رسيده است. حاصل گفت وگو با وي از نظرتان مي گذرد.
***
بحث محور بودن يک بخش اقتصادي به عنوان محور توسعه توسط چه کسي و چرا ارائه شد؟
بحث محور بودن تنها يک بخش  اقتصادي در چرخه توسعه بيشتر به نظريه "آلبرت هيرشمن"   برمي گردد که وي اين نظريه را در مقابل نظريه "روزنشتاين" مطرح کرد. آلبرت هيرشمن براي پاسخ به اين سوال که چه عواملي باعث شده که بعضي از کشورهاي توسعه يافتند و برخي ديگر از کشورها نتوانستند به اين هدف برسند، به تحقيقات وسيعي پرداخت. وي براي ريشه يابي اين بحث و برطرف کردن مشکل کشورهاي توسعه نيافته اين پيشنهاد را مطرح کرد که چون در کشورهاي توسعه نيافته امکانات، سرمايه لازم و کافي براي به کارگيري در همه فعاليت هاي اقتصادي وجود ندارد و امکانات کشور ناچيز است، بنابراين در اين کشورها به کارگيري رشد متعادل در همه بخش هاي اقتصادي امکان پذير نيست. به گونه اي که اگر بودجه ها و سرمايه محدودي که در اين کشورها وجود دارد، اگر به همه بخش هاي اقتصادي اختصاص پيدا کند، در اين صورت هيچ يک از بخش هاي اقتصادي طرح هايش به اتمام نخواهد رسيد و عملا رشد اقتصادي حاصل نخواهد شد و سرمايه بيشتر در بخش هاي اداري و غيره مصرف مي شود و به اجرا نمي رسد و عملکرد مطلوب اقتصادي را به همراه نخواهد داشت. تجربه کشورهاي جهان سوم و توسعه نيافته نشان داده اين نظريه صحت دارد، چون در اغلب اين کشورها مي بينيد بسياري از اين طرح ها 10 الي 15 سال به صورت نيمه تمام باقي مانده است. به اين خاطر هيرشمن پيشنهاد مي کند که رشد نامتعادل را دنبال کنيم و فقط يک بخش اقتصادي را محور توسعه قرار دهيم تا بقيه بخش  ها به عنوان پيرو آن در اقتصاد به حرکت در بيايند. برگزيدن يک بخش بيشتر به اين خاطر است که هر کشوري با توجه به آمايش سرزميني حداقل در بخشي استعداد و قابليت لازم را دارد تا بيشتر امکانات جامعه را در اين بخش قرار دهيم تا ساير بخش هاي اقتصادي را به حرکت وا دارد.
به نظر مي آيد مشکل اساسي اين باشد که چگونه بايد اين بخش محوري شناسايي شود؟
بله. بحث مهم اين است که کدام بخش محور هست. اين نظريه هيرشمن بسيار پرنفوذ بود و بسياري از کشورهاي جهان سوم و درحال توسعه اين نظريه را در برنامه هاي توسعه خود در نظر گرفتند و يک بخش اقتصادي را به عنوان محور در نظر گرفتند و هنوز هم در بسياري از کشورها اين محور بودن مدنظر برنامه ريزان اقتصادي هست.  بحث جدي، انتخاب بخش محوري اقتصاد است که قدرت هاي پسين، پيشين و انتشارش خيلي زياد باشد، به گونه اي که وقتي حرکت مي کند بتواند ساير بخش هاي اقتصادي را همراه خودش به حرکت وادارد، چون بيشتر مشکل توسعه نيافتگي مربوط به کشورهاي جهان سوم بوده، بخشي که اين توانايي را داشته باشد بخش کشاورزي است، چون بخش کشاورزي اولا ارز مورد نياز اين کشورها را براي وارد کردن برخي از تکنولوژي هاي مورد نياز تامين مي کند. به علاوه اين که بخش کشاورزي بازار خوبي حتي براي کالاهاي صنعتي است که بازار و فعاليت هاي صنعتي را در کشور ايجاد مي کند. بخش کشاورزي هم مي تواند مواد اوليه مورد نياز خود را از بخش  هاي ديگر تامين کند. همچنين مواد اوليه بسياري از صنايع مانند نساجي، غذايي، سلولزي، شيميايي و ... را بخش کشاورزي تامين مي کند و بسياري از صنايع به شدت به بخش کشاورزي وابسته هستند. بعدها تحولاتي در جهان رخ داد که نرخ مبادله ميان کشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته، معمولا به زيان کشورهاي توسعه نيافته شد و در بازار جهاني قيمت محصولات کشاورزي سير نزولي داشت و در مقابل کالاهاي صنعتي سير صعودي داشتند و به همين خاطر به تدريج اقتصاددانان توجه خود را از بخش کشاورزي کم کردند. (برخلاف بحران جهاني مواد غذايي که چندي پيش بوجود آمده بود.) در ايران هم اگر برنامه هاي توسعه را نگاه کنيد در برنامه اول، دوم و سوم توسعه قبل از انقلاب، کشاورزي محور توسعه بود، اگرچه برنامه اول و دوم به آن صورت اجرا نشد، اما به هر حال کشاورزي در چند برنامه قبل از انقلاب محور توسعه بوده است، ولي بعد ازاين زمان  توجه به بخش کشاورزي به خاطر نرخ مبادله اي بخش کشاورزي و غير کشاورزي کم تر شد.
بحث محور بودن يکي از بخش هاي اقتصادي آيا بعد از انقلاب هم مطرح و پي گيري شد؟
بله، ولي به خاطر جنگ تحميلي و شرايط سياسي در کشور بحث استقلال اقتصادي بيشتر مورد توجه قرار گرفت. بعد از انقلاب به خاطر تحريم هاي اقتصادي از سال 1359 و با توجه به اين که اقتصاد ايران قبل از انقلاب به شدت به اقتصاد آمريکا وابسته بود حرکت به سمت استقلال اقتصادي مورد توجه قرار گرفت. قبل از انقلاب بيشترين رابطه اقتصادي کشور ما با کشور آمريکا بود و وقتي انقلاب شد اين رابطه کاملا قطع شد. قبل از انقلاب مواد اوليه مورد نياز، موادغذايي مانند گندم، برنج و... از آمريکا وارد مي شد و اين تحريم ها به هر طريق نگراني هايي را در داخل کشور بوجود آورد و مي توانست به عنوان يک ابزار سياسي موثر و مهم توسط امريکا مورد سو»استفاده امريکا و ديگر کشورها قرار گيرد و به همين خاطر بود که در ايران حرکتي در جهت استقلال به طور خواسته يا ناخواسته با توجه به اين تحريمي که صورت گرفت انجام شد که ما حداقل در توليد برخي از کالاهاي استراتژيک که غالبا در بخش کشاورزي قرار دارد به استقلال اقتصادي برسيم و مهم ترين کالاي مورد نظر هم گندم بود. به همين خاطر بود که در سال هاي بعد از انقلاب دولت نهادهاي ارزان قيمت و يارانه اي بسياري مانند کود ارزان قيمت را به بخش کشاورزي داد به طوري که آمار نشان مي دهد که در ميان سال هاي 1360 الي 1365 ميزان مصرف سرانه کود شيميايي در کشاورزي ايران از متوسط جهاني هم بالاتر رفت. به هر ترتيب همه اين توجه به خاطر اين بود که تحريم هاي اقتصادي که عليه ايران بوده است، کارساز نباشد. به علاوه ايران آن زمان در جنگ بود. به هر ترتيب درآمدها کاهش پيدا کرد و به اين خاطرايران نمي توانست با اين درآمدهاي ارزي نيازهاي غذايي خودش را حتي وارد کند. اين مساله باعث شد که ايران به شدت به اين سمت روي بياورد که نيازهاي اساسي مورد نياز را خود توليد کند. البته اين روش فقط مورد توجه ايران نيست، در بسياري از کشورها اين نگراني ها وجود دارد و آن ها نمي خواهند اختيار و سرنوشت کشورشان را خصوصا در زمينه تامين مواد غذايي در اختيار کشورهاي ديگر قرار دهند. به هر ترتيب اين عوامل مي تواند لطمه  زيادي به کشور وارد کند. جالب اين جاست که در سازمان تجارت جهاني هم توليد مواد غذايي استراتژيک مثل گندم ازجمله استثنائاتي است که کشورهاي عضو مي توانند به اندازه اي يارانه پرداخت کنند که بتوانند حداقل 80 درصد مواد غذايي و کالاي استراتژيک مورد نياز خود را خودشان توليد کنند. با توجه به اين نکته که در سال هاي اخير خشکسالي هم خيلي شديد بوده، بار ديگر توجه به مساله استقلال در زمينه مواد غذايي بيشتر شده است.
در اقتصاد ايران کدام بخش قابليت محور شدن را دارد؟
بعد از انقلاب براي انتخاب محور قرار گرفتن يک بخش اقتصادي، مطالعاتي انجام شد و برخي اعتقاد دارند که در ايران، صنايع پتروشيمي مي تواند به عنوان بخش محوري توسعه مطرح شود، چون ويژگي  هاي لازم را دارد. مثلا قدرت انتشار بسيار بالايي دارد، چون پتروشيمي صنعتي است که مي تواند نياز بسياري از صنايع اقتصادي را تامين کند و همه فعاليت ها به گونه اي به بخش پتروشيمي وابسته هستند، به علاوه اين که مواد اوليه صنعت پتروشيمي در ايران در داخل توليد مي شود و مي تواند خودکفايي و استقلال را هم تامين کند.
آيا در زمينه استقلال در توليد کالاهاي اساسي موفق بوديم؟
کشور ما در توليد برخي از کالاهاي اساسي مانند گندم تا حدودي به استقلال و خودکفايي رسيده، البته بحث استقلال در توليد کالاهاي اساسي با بحث محور بودن تنها يک بخش در توسعه اقتصاد که قبلا بحثش را کرديم تضاد دارد. درست است که در واقع ما مي خواهيم در توليد گندم و غلات اساسي به استقلال برسيم، ولي محور بودن توسعه چون متاثر از نظريه هيرشمن است در نظريه هيرشمن نکته ديگري مطرح است که آيا توليد گندم يا آن کالاي محوري، قدرت انتشار دارد؟ آيا مي تواند با حرکت و رشد خود ساير فعاليت ها و بخش هاي اقتصادي را به حرکت درآورد؟ طبيعتا اين انتظار در مورد کالاي مصرفي مثل گندم و ... وجود ندارد، پس مسلما بحث توسعه و استقلال دو بحث متفاوت خواهد بود. استقلال اقتصادي کمي محور بودن را تحت الشعاع قرار مي دهد. بعد از انقلاب و تحريم ها در زمينه انتخاب يک بخش اقتصادي به عنوان محور توسعه مطالعات زيادي انجام شده است، هر چند ممکن است تحريم ها و نگراني ها به عنوان شاخصي مورد توجه قرار گيرد و در برنامه هاي توسعه لحاظ شود تا بعضي از بخش ها را به عنوان محور قرار دهند و محور قرار دادن بخش کشاورزي شايد بيشتر از ديدگاه مسائل امنيتي و ... باشد، نه از ديدگاه محور بودن توسعه و اين که اين بخش شرايط محور شدن را دارد.  با همه اين توجهات در برنامه اول توسعه مي بينيد که کشاورزي محور توسعه قرار گرفته، دليل اصلي اش شايد همين بوده که در سال هاي بعد از انقلاب لطمه زيادي از وابستگي مواد غذايي به خارج از کشور خورديم و به اين خاطر در برنامه هاي اول حداقل به اسم، اين بحث مطرح بود که کشاورزي محور توسعه است. جالب اين جاست با توجه به اين که در برنامه هاي توسعه عمراني مطرح شده کشاورزي محور توسعه هست، ولي هرگز در هيچ يک از اين برنامه ها پرداخت  هاي عمراني دولت به بخش کشاورزي بيشتر از 10 درصد نبوده است. هيرشمن معتقد است که اگر بخشي به عنوان محور توسعه انتخاب شده است بايد امکانات جامعه در اختيار اين بخش قرار گيرد تا اين بخش حرکت کند و بتواند ساير فعاليت هاي اقتصادي را به پيش ببرد. به نظرم در ايران، کشاورزي فقط به اسم در برنامه هاي عمراني محور بوده و عملا هرگز محور توسعه نبوده است. به اين ترتيب نمي شود از بخش کشاورزي انتظار همانند بخش هايي را داشته باشيم که به عنوان محور توسعه به آن نگاه شده است. به هر ترتيب آمار نشان مي دهد که در برنامه اول توسعه بعد از انقلاب که توجه خيلي زيادي هم به کشاورزي و تعادل هاي منطقه اي داده شد تقريبا نزديک به 9 درصد از پرداختي هاي عمراني دولت به بخش کشاورزي اختصاص پيدا کرده و در برنامه هاي بعدي اصلا بحث محور بودن کشاورزي مورد توجه قرار نگرفته بود. به اين ترتيب اولا در ايران هرچند در برنامه هاي عمراني چندين بار اين بحث مطرح شده، ولي کشاورزي در عمل هرگز محور توسعه نبوده است. اگر اين اتفاق مي افتاد مي  شد اين انتظار را داشت که بسياري از شاخص هاي اقتصادي را که ما در توسعه اقتصادي به دنبال آن هستيم در کشاورزي قابل دسترس باشد. از جمله اين نگراني است که نظريه پردازان توسعه در خصوص رشد و نابرابري دارند.
يعني به نظر شما توسعه عادلانه تر با محور بودن بخش کشاورزي امکان پذير است؟
کوزنتس مي گويد در مراحل اوليه رشد اقتصادي، توزيع درآمد به شدت نابرابر خواهد شد و به تدريج از شدت نابرابري کاسته خواهد شد. اين نظريه در خيلي از کشورها مورد آزمون قرار گرفته و در بسياري از کشورها تاييد شده و در برخي از کشورها هم تاييد نشده است. به هر ترتيب اين واقعيت که رشد اقتصادي در بسياري از کشورها توزيع درآمد را بدتر کرده است وجود دارد. در کشور آمريکا و در بسياري از کشورهاي توسعه يافته اين مساله به طور کامل مشاهده مي شود که هر چند رشد اقتصادي خيلي خوبي داشتند، ولي يکي از هدف هاي مهم در توسعه اقتصادي که همان توزيع مناسب درآمدهاست را از دست داده اند.  به اعتقاد من مشکل رشد اقتصادي به ترکيبي و ساختار رشد اقتصادي بر مي گردد، يعني ترکيبي که در رشد اقتصادي کشور به دست مي آيد به گونه اي باشد که سهم کشاورزي در آن رشته اقتصادي بيشتر باشد. فکر مي کنم که همزمان ما مي توانيم به دو هدف رشد اقتصادي و توزيع مناسب درآمدها دسترسي پيدا کنيم. کشاورزي از چند بابت مي تواند توزيع درآمد را مناسب تر کند: يکي اين که اولا حداقل آمارها در ايران نشان مي دهند که افراد فقير جامعه، آن هايي که در دهک اول و دوم درآمدي هستند چند ويژگي دارند: يکي از ويژگي ها اين هست که سرپرست خانوار آنها بيکار است. دومين ويژگي آن ها اين است که  سرپرست خانوار ندارند و سومين ويژگي اين است که سرپرست خانوار، کشاورز است که طبيعتا اگر ما توجه به کشاورزي داشته باشيم، باعث مي شود حداقل به اين دو دهک پايين درآمدي بتواند درآمد بيشتري برساند و قدرت خريد اين ها را افزايش دهد تا از اين طريق بتواند توزيع درآمد را در جامعه مناسب تر کند. به علاوه اين که کشاورزي از جمله فعاليت هاي اقتصادي است که کالاي توليدي اش بيشترين سهم را در هزينه خانوارهاي فقير دارد و به همين خاطر هست که معمولا دولت ها در سياست گذاري ها خيلي به کشاورزي توجه مي کنند. اگر به ترکيب هزينه هاي خانوارهاي فقير نگاه کنيم کالاي خوراکي شايد نزديک به 70 درصد هزينه ها را شامل شود، اما در خانوارهاي ثروتمند تقريبا 30 الي 40 درصد هزينه ها به کالاهاي خوراکي و بقيه به کالاهاي غيرخوراکي اختصاص دارد. (در اين جا سهم مورد نظر است و مسلم است در مقدار مطلق  افراد غني جامعه بيشتر مصرف مي کنند، ولي سهم کالاي خوراکي و کشاورزي در سبد مصرفي خانوارهاي فقير بسيار زياد است.)
بخش کشاورزي نسبت به بخش هاي ديگر چه ويژگي هايي دارد؟
طبيعتا اگر رشد اقتصادي که در کشاورزي اتفاق مي افتد همراه با افزايش بهره وري باشد، باعث مي شود که قيمت محصولات کشاورزي حداقل رشد نکند يا اگر رشد کند رشدش خيلي ناچيز باشد. اين رشد ناچيز مي تواند قدرت خريد خانوارهاي فقير جامعه را بيشتر حفظ کند تا افراد غني جامعه را، چون سهم اين کالاها در هزينه خانوارهاي فقير جامعه به مراتب بيشتر از خانوارهاي غني جامعه است. از طرفي چون فقيرترين افراد جامعه کشاورز هم هستند، در واقع درآمد آن ها را هم بيشتر مي کند. آن ها از طريق توليد مي توانند آن کاهش قيمت ها را جبران کنند و درآمد خود را افزايش دهند; يعني با همان امکانات و منابع قبلي مي توانند محصول بيشتري را به دست آورند. از جمله ويژگي هاي ديگري که بخش کشاورزي دارد، قدرت اشتغالزايي آن است که در ايران سهم زيادي از شاغلين در اين بخش مشغول به کار هستند. البته کشاورزي ظرفيت بيشتري براي اشتغال زايي ندارد، ولي به هر ترتيب با شيوه هاي جديدي که در توليد بوجود آمده است و همه کشورها به سمت توليد گلخانه اي و شيوه هاي جديد توليد روي آوردند انتظار مي رود که با به کارگيري سرمايه بيشتر هم مي توان نيروي کار تحصيلکرده را در بخش کشاورزي به کار گيريم و بتوانيم توليدات را افزايش دهيم و نياز کشور را از اين طريق تامين کنيم. درصد وابستگي  کشاورزي به ديگر بخش هاي اقتصادي به طور متوسط کمتر از 8 درصد است، در حالي که اين وابستگي در صنعت بيشتر از 50 درصد است، در خدمات هم به اين شکل.
شما به دو هدف رشد اقتصادي و توزيع مناسب درآمد اشاره کرديد، حال اين پرسش مطرح مي شود که آيا اين دو هدف به طور همزمان دست يافتني هستند؟
در سياست هاي اقتصادي طرح ساماندهي بيان شده است که در سياست اقتصادي کارآمد ميان توسعه واقعي و عدالت اجتماعي تضادي وجود ندارد و برنامه هاي توسعه بايد افزون بر تامين و گسترش عدالت اجتماعي، رشد توليد و ايجاد فرصت هاي شغلي را به همراه داشته باشند تا با ارتقاي سطح زندگي جلوه هاي خشن فقر را از زندگي مردم بزدايند. با اين همه چنان چه تضادي ميان اين دو مقوله پديد آيد، استقرارعدالت اجتماعي تقدم و اولويت خواهد داشت و دولت مسائل اقتصادي مربوط را به نفع عدالت اجتماعي حل خواهد کرد.  بديهي است که اگر بخواهيم رفاه جامعه افزايش يابد و فقراز ميان برود يا شدتش کاسته شود، نخست بايد اقتصادمان رشد کند.  اين موضوع بدين معني نيست که رشد اقتصادي سبب بهبود وضع همه افراد جامعه مي شود.  واقعيت نشان مي دهد که در شرايط رشد اقتصادي تعداد فقرا بيشتر نشده است. براساس برآورد سازمان ملل در شرايط کنوني که بسياري از کشورها رشد کند اقتصادي را تجربه کرده اند، تعداد فقراي جهان به بيش از 2 ميليارد نفر مي رسد.  بر اساس نظريه کوزنتس توزيع درآمد در مراحل اوليه رشد اقتصادي نابرابر مي شود و در مراحل بعدي رشد به تعادل گرايش مي يابد.  مقاله "آدلمن" در چارچوب مدل تعادل عمومي محاسباتي، اثر مساعد صنعتي شدن متکي به توسعه کشاورزي را بر شاخص هاي توسعه انساني به خصوص توزيع درآمد نشان مي دهد. در اين مقاله در چارچوب يک مدل تعادل جزئي، در نظريه يکپارچه شدن و استنتاج الگوهاي آماري توزيع درآمد، نتيجه گيري واحدي را در بر دارد. بر اين اساس اثر مساعد راهبرد توسعه صادرات متکي بر توسعه بخش کشاورزي را به توزيع درآمد و نيز پيامدهاي نظريه کوزنتس مي توان پيوند زد. يکي از دلايل دست يافتني بودن همزمان دو هدف رشد اقتصادي و توزيع درآمد در بخش کشاورزي آن است که با رشد اقتصادي درآمد به شکل مناسب تري ميان طبقات مختلف درآمدي توزيع مي شود. به عبارت ديگر درآمدهاي به دست آمده از مشاغل کشاورزي در مقايسه با مشاغل غيرکشاورزي به طور مناسب تري ميان طبقات درآمدي جامعه توزيع مي شود. براي اثبات اين ادعا، دو شاخص اندازه گيري نابرابري که يکي منحني لورنز و ديگري ضريب جيني است به کار مي رود. با بهره گيري از اين دو شاخص، ميزان نابرابري توزيع درآمد مشاغل کشاورزي و غيرکشاورزي در ميان طبقات مختلف درآمدي مناطق روستايي اندازه گيري و مقايسه مي شود.
در تحقيقي که شما براي اثبات اين نظر خود انجام داديد، چه مسيري را طي کرديد؟
در ابتدا بايد منحني لورنز و ضريب جيني براي مشاغل آزاد کشاورزي محاسبه شود. بدين منظور از اطلاعات مربوط به متوسط درآمد سالانه يک خانوار روستايي به تفکيک طبقات مختلف درآمدي استفاده شده است. به منظور ترسيم منحني لورنز، اطلاعات مربوط و لازم را به دست آورديم و به همراه درصد خانوارهاي نمونه در هر يک از دهک هاي درآمدي به کار مي رود به گونه اي که درصد درآمد به دست آمده از مشاغل آزاد کشاورزي در هر يک از دهک هاي درآمدي در محور عمودي و درصد خانوارهاي نمونه در ستون افقي منظور شد و با استفاده ازاتصال نقاط مربوط به اين دو متغير در دستگاه مختصات منحني لورنز در مشاغل آزاد کشاورزي مناطق روستايي (نمودار شماره 1) رسم شد. اين منحني نشان مي دهد که هرچه تحدب منحني به سمت مبدا مختصات بيشتر باشد در آن صورت درآمد به شکل نابرابري ميان طبقات مختلف درآمدي توزيع مي شود و چنان چه اين منحني بر روي خط مستقيم 45 درجه نمودار شماره 1 قرار گيرد در آن صورت منحني لورنز نشان مي دهد که درآمدهاي به دست آمده از فعاليت ياد شده به شکل برابري در ميان طبقات مختلف درآمدي توزيع شده است.  ضريب جيني بيان کمي نحوه توزيع درآمد ميان طبقات مختلف درآمدي است که به منظور محاسبه آن از منحني لورنز استفاده مي شود. در صورتي که مساحت هاشورزده در منحني لورنز، در عدد دو ضرب شود، مقدار ضريب جيني به دست مي آيد. از اين رو در مرحله اول، رابطه تبعي ميان درصد درآمد کسب شده در هر يک از طبقات درآمدي و درصد خانوارهاي نمونه هر يک از طبقات درآمدي، برآورد مي شود که با برآورد رابطه تبعي پيش گفته تابع رياضي منحني لورنز به دست مي آيد، حال اگر از اين تابع انتگرال گرفته شود مساحت زير منحني لورنز به دست خواهد آمد. در حالي که ضريب جيني دو برابر مساحت بالاي منحني لورنز است که در زير خط 45 درجه قرار گرفته است. بنابراين براي محاسبه ضريب جيني از کل مساحت مربع که يک است، دو برابر مساحت منحني لورنز کم مي شود تا ضريب جيني به دست آيد.  ضريب جيني در مشاغل آزاد کشاورزي مناطق روستايي برابر 0/55 و حدود ضريب جيني نيز بين صفر تا يک است به طوري که هر چه ضريب جيني به يک نزديک تر باشد نشان دهنده آن است که توزيع درآمد ميان طبقات مختلف به شدت نابرابر است و اگر نزديک به صفر باشد نابرابري کمتر درآمد را ميان صفحات مختلف درآمدي نشان مي دهد. به منظور مقايسه نحوه توزيع درآمد ميان مشاغل آزاد کشاورزي و ديگر فعاليت  هاي غيرکشاورزي در مرحله نخست، منحني لورنز و ضريب جيني در مشاغل کشاورزي مناطق روستايي محاسبه مي شود.
همچنين براي رسم منحني لورنز و ضريب جيني در مشاغل آزاد غيرکشاورزي مناطق روستايي مشابه مبحث پيشين عمل مي شود. رابطه تبعي درصد خانوارهاي نمونه در هر يک از دهک هاي درآمدي و درصد درآمد به دست آمده از مشاغل آزاد غيرکشاورزي نيز حساب مي شود. اين کار از روش حداقل مربعات غيرخطي برآورد شده است و رگرسيون هاي ياد شده از نظر آماري و اقتصاد سنجي داراي اعتبار لازم است. پارامترها نيز به طور نزديک به يقين از صفر جدا هستند. بنابراين مي توان به رگرسيون هاي پيش گفته اعتماد و ضريب جيني را محاسبه کرد. ضريب جيني مربوط به مشاغل آزاد غيرکشاورزي با نرخ 64درصد نشان دهنده توزيع نامناسب درآمد ميان طبقات مختلف درآمدي است.  با مقايسه منحني لورنز مربوط به چگونگي توزيع درآمد ميان مشاغل آزاد کشاورزي و مشاغل آزاد غيرکشاورزي مشاهده مي شود که منحني لورنز مشاغل آزاد غيرکشاورزي نسبت آزاد کشاورزي تحدب بيشتري دارد. اين امر نشان مي دهد درآمدهاي به دست آمده در مشاغل آزاد کشاورزي در مقايسه با مشاغل آزاد غيرکشاورزي به شکل نامناسب تري ميان طبقات مختلف درآمدي توزيع مي شود. ضريب جيني به دست آمده مربوط به مشاغل آزاد کشاورزي و غيرکشاورزي نيز اين فرضيه ر ا که درآمدهاي به دست آمده از بخش کشاورزي به شکل مناسب تري ميان طبقات مختلف درآمدي توزيع مي شود تاييد مي کند. در محاسبات انجام شده ضريب جيني مربوط به مشاغل آزاد کشاورزي برابر با 55درصد و ضريب جيني مربوط به مشاغل آز

+ نوشته شده توسط nasryn11 در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 و ساعت 12:45 |


Powered By
BLOGFA.COM